انگلیسی‌ها چگونه عامیانه صحبت می‌کنند؟

تاریخ انتشار :١٩ فروردين ١٣٩٨ نویسنده :تحریریه ایرانمهر

انگلیسی‌ها چگونه عامیانه صحبت می‌کنند؟

تابه‌حال شده برای تمرین، فیلمی به زبان انگلیسی ببینید، اما احساس کنید که آن‌ها به زبان رمزی حرف می‌زنند؟ تا به حال شده مکالمه‌ی دو بومی انگلیسی زبان را گوش دهید، و برخلاف تصورتان، فقط ده درصد آن را متوجه شوید؟ شاید با خودتان فکر کنید، آن‌ها از زبانی دیگر برای بیان مقصودشان استفاده می‌کنند. اما اینطور نیست.

بومی‌های انگلیسی زبان، در مکالمات خود به میزان زیادی از اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های مختلف استفاده می‌کنند. چه بخواهید در آزمونی مثل تافل شرکت کنید یا صرفا محتوای یک فیلم زبان انگلیسی را متوجه شوید، در ادامه با ما همراه باشید و به اصطلاحات و ترجمه‌ی آن‌ها، به خوبی دقت کنید. مثال زیر، نمونه‌ای از مکالمات، یا متن‌هایی است که ممکن است در برخورد با آن‌ها، به مشکل خورده و مفهومش را درک نکنید:

Learning English isn’t all it’s cracked up to be (learning English is difficult). First, grammar muddies the waters (makes things unclear), and idiomatic expressions only add fuel to the fire (make things worse).

در متن بالا، اصطلاح به همراه معنی آن در جمله قرار گرفته است. اگر تمایل دارید که نحوه‌ی صحبت عامیانه به زبان انگلیسی را یاد بگیرید، فیلم‌های زبان انگلیسی را بهتر درک کنید و ترجمه‌ی جالب‌تری داشته باشید، به تکرار و تمرین این اصطلاحات، بپردازید.

  1. A short fuse: 

زود جوش بودن. وقتی که کسی زود عصبی می‌شود از این اصطلاح استفاده می‌کنند.

Jamie is known for his short fuse; just a few days ago he screamed at his coach for not letting him play.

  1. A taste of your own medicine: 

این اصطلاح در مواقعی به کار می‌رود که رفتار زشت شخصی را با رفتار بدی، پاسخ دهیم. جایگزین این اصطلاح را می‌توان ضرب‌المثل فارسی "جواب های، هویه" در نظر گرفت.

After constantly being prank-called, Julian decided to give Juan a taste of his own medicine and ordered twenty-seven pizzas to be delivered to Juan’s house.

  1. Butterflies in my stomach: 

دلشوره داشتن. مواقعی که کسی استرس دارد، از این اصطلاح استفاده می‌شود.

Liam had butterflies in his stomach before he went on stage to play the violin.

  1. By the skin of your teeth:  

با چنگ و دندان کاری را انجام دادن ( وقتی کاری را با سختی فراوان انجام می‌دهیم).

Lester made the dance team by the skin of his teeth; you can tell he hasn't been dancing jazz for very long. 

  1. ?Cat got your tongue: 

مواقعی استفاده می‌شود که از کسی چیزی می‌پرسند، ولی شخص پاسخی نمی‌دهد. ضرب‌المثل جایگزین آن در فارسی "زبونتو موش خورده" است.

 I just saw you eating my cake. What’s the matter? Cat got your tongue?

  1. Crying wolf:

اشک تمساح ریختن (وقتی تظاهر به ناراحتی می‌کنیم از این اصطلاح استفاده می‌شود).

You have cried wolf so many times that no one believes you when you're really hurt. 

  1. Cut someone some slack: 

یک سوزن به خودت بزن یک جوالدوز به بقیه

I was really busy with my frog hunting business last week and forgot to call. I'm sorry!

  1. Down for the count:

از این اصطلاح در مواقعی استفاده می‌شود که شخص زیادی خسته، تسلیم و ناامید است.

No, you can’t take my dog for a walk – she’s down for the count after chasing cats all day.

  1. Draw the line:

خط و نشان کشیدن

Now I draw the line at speaking in front of 34,000 people.

  1. Easier said than done: 

گفتنش آسان است

You want me to come to work at 6:00 AM? Easier said than done!

  1. Every cloud has a silver lining: 

در ناامیدی بسی امید است، پایان شب سیه سپید است.

Even though you just got fired, remember that every cloud has a silver lining – at least you don’t have to work for that grouchy boss anymore!

 

  1. Finding a needle in a haystack: 

پیدا کردن سوزن در انبار کاه (وقتی پیدا کردن چیزی بسیار سخت باشد، از این عبارت استفاده می‌کنند).

Trying to get a new job these days is like trying to find a needle in a haystack.

  1. Fish out of water:  

موذب بودن (وقتی شخصی احساس راحتی ندارد).

Tom felt like a fish out of water at the Star Trek convention his new friend begged him to attend.

  1. Get something off your chest: 

درد و دل کردن/ سفره دل خود را باز کردن/ راز از دل گشودن

I have to get this off my chest – I copied your answers on the Redesigned SAT.Thanks for the 15th percentile score, by the way. 

  1. Give it a whirl: 

آزمایشی کاری را انجام دادن

I’ve never gone kite-boarding, but I’m prepared to give it a whirl!

  1. Go down in flames:

فرو ریختن (ناگهانی شکست خوردن، همه چیز به یکباره خراب شدن، احساس سرخوردگی ناگهانی)

The football player's career went down in flames after the media learned he'd been losing on purpose to settle gambling debts. 

  1. Go the extra mile: 

سنگ تمام گذاشتن ( تمام تلاش خود را برای انجام چیزی به کار بردن).

My dentist always goes the extra mile, offering free back massages at the end of a stressful tooth extraction. 

 

  1. Hang in there: 

گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی

I know you're struggling right now in school, but just hang in there. It'll get easier. I promise. 

  1. In the fast lane: 

به یک زندگی پر هیجان اشاره می‌کند.

When Curtis turned forty, he decided he needed to live life in the fast lane, so he quit his job as a dentist and decided to tour Europe by motorcycle.

 

  1. In the nick of time: 

به موقع، سر بِزنگاه

You gave me that main idea help in the nick of time – my teacher just gave us a quiz on that reading skill and I passed it!

  1. Let the cat out of the bag: 

دهن لقی کردن ( وقتی کسی نمی‌تواند رازی را در دل نگه دارد، از این عبارت استفاده می‌کنند).

Brady’s surprise party is going to be great if you don’t let the cat out of the bag.

  1. Let the chips fall where they may:  

هرچه باداباد ( وقتی دیگر نگران چیزی نیستید و جلوی وقوع چیزی را نیز، نمی‌گیرید).

Look. I'm going to just try out for the cheerleading squad and let the chips fall where they may. 

  1. Lose your marbles:

عقل از سر پریدن

 Mom has really lost her marbles; she's making me practice writing the Enhanced ACT Essay seven times this week!

  1. Once in a blue moon:  

سالی به دوازده ماه، به ندرت

In Florida, the temperature drops below freezing only once in a blue moon.

  1. Plain as day:  

مثل روز روشن (وقتی چیزی زیادی واضح و مشخص باشد).

It’s plain as day that you’re in love with her, so just admit it.

  1. Play second fiddle: 

عقب افتادن، جا ماندن از کسی

I hate playing second fiddle to my sister; she always does things better than I do!

  1. Put your foot in your mouth: 

گاف دادن، حرف بی جا زدن

Jessica really put her foot in her mouth when she asked about John’s job right after he lost it.

  1. Pull yourself together: 

خودت را جمع کن/ خونسرد باش

Pull yourself together, man! Sure, your girlfriend just dumped you and then you got hit by a car, but you can't let those things get you down. 

  1. Sleep on it:

مزه مزه کردن/ دودوتا چهارتا کردن

Don’t tell me whether you’ll move to Texas with me or not today. Sleep on it, and get back to me tomorrow.

  1. Snug as a bug in a rug: 

گرم و نرم

That baby looks as snug as a bug in a rug cuddled up next to his mother.

 

این‌ها فقط تعداد معدودی از هزاران هزار اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی هستند. پس، اگر می‌خواهید حسابی در آن‌ها تبحر یابید، از مطالعه دست نکشید و همه‌ی آن‌ها را در جمله تمرین کنید.

امتیازدهی : از 1 رای


تحریریه ایرانمهر


اگر سوالی دارید همین‌جا بپرسید!

comments

برای مشاوره رایگان با شما تماس می‌گیریم

با ثبت ایمیل یا شماره تلفن خود، از مشاوره رایگان کارشناسان ایران‌مهر بهره‌مند شوید.
تعیین وقت مشاوره
برای مشاوره رایگان با شما تماس می‌گیریم

مشاوره رایگان