IRANMEHR
آینده از آن توست
لوگو ایرانمهر
+
صحبت در مورد عادات روزانه به انگلیسی
امتیاز کاربران: 4.1/5
نویسنده: ایرانمهر
30 بهمن 1401

صحبت در مورد عادات روزانه به انگلیسی

صحبت در مورد عادات روزانه به انگلیسی یکی از مهم‌ترین مواردی است که معمولا شما در این زبان به آن نیاز پیدا خواهید کرد. در بسیاری از موارد احتمالا شما هم علاقه‌مند هستید تا بتوانید عادات روزانه خود را به شکل صحیحی بیان کنید که برای این کار باید با اصطلاحات و عباراتی که در این زمینه وجود دارند آشنا شوید. ما در ادامه این مطلب و در این بخش از آموزش زبان انگلیسی قصد داریم کمی بیشتر درباره برخی از عبارات و اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی صحبت کنیم که امروزه اکثر افراد از آنها برای بیان عادات روزانه خود استفاده می‌کنند. این کار می‌تواند یک نقطه شروع برای شما باشد تا بتوانید مهارت‌های مکالمه روزمره خود را ارتقا داده و وارد سطح جدیدی از مهارت‌های مکالمه شوید.

زمان حال ساده و عادات روزانه در انگلیسی

امروزه ما می‌توانیم از حال ساده برای صحبت درباره کارهای روزمره خود در زبان انگلیسی استفاده کنیم؛ چراکه حال ساده برای توصیف اعمالی که به طور منظم اتفاق می‌افتند مورداستفاده قرار می‌گیرد. در ادامه چند مثال در خصوص عادات روزانه را بیان می‌کنیم که به ضمیر “من” شروع می‌شوند. مثال‌های زیر را در نظر بگیرید:

I play soccer.

من فوتبال بازی می‌کنم.

I watch movies.

من فیلم می‌بینم.

I cook dinner.

من شام درست می‌کنم.

دقت داشته باشید که همین عادات را می‌توانید در سایر ضمایر نیز مورداستفاده قرار دهید. از طرف دیگر باید به این نکته مهم توجه کنید که شما می‌توانید در زمان‌های دیگر نیز از این اصطلاحات استفاده کنید. به‌عنوان‌مثال زمان گذشته ساده را در نظر بگیرید که در ادامه مثال‌های آن را به شما ارائه خواهیم داد:

I used to play soccer with my friends after school.

من بعد از مدرسه با دوستانم فوتبال بازی می‌کردم.

I used to go the gym.

من قبلا باشگاه می‌رفتم.

She used to train every day.

او قبلا هر روز تمرین می‌کرد.

She used to work in a school nearby.

او قبلا در مدرسه‌ای نزدیک کار می‌کرد.

He used to go to the beach with his children.

او با فرزندانش به ساحل می‌رفت.

مجموعه لغات برای بیان عادات روزانه

مجموعه لغات برای بیان عادات روزانه

زمانی که قصد دارید درباره عادات روزانه خود به زبان انگلیسی صحبت کنید باید به این نکته مهم توجه داشته باشید که حتما از لغات مناسبی استفاده کنید. در این بخش قصد داریم برخی از لغات پرکاربردی که امروزه در زبان انگلیسی برای بیان عادات و رفتارهای روتین روزانه مورد استفاده قرار می‌گیرند صحبت کرده و برخی از این لغات را به همراه معانی آنها به شما معرفی کنیم. لغات زیر را در نظر بگیرید:

To wake up (از خواب بیدارشدن)، To get up (بلندشدن)، To have breakfast (صبحانه خوردن)، To take a shower (دوش‌گرفتن)، To go to school (به مدرسه رفتن)، To take the bus (سوار اتوبوس شدن)، To have lunch (ناهار خوردن)، To study for exams (درس‌خواندن برای امتحان)، To read a book (خواندن یک کتاب)، To go to bed (به تختخواب رفتن)، To chat with friends (با دوستان چت کردن)، To go to the pool (به استخر رفتن)، To get dressed (لباس پوشیدن)، To comb my hair (شانه‌کردن موها)، To clean up the room (تمیزکردن اتاق)، To stay up late (تا دیروقت بیدارماندن)، To watch tv (تلویزیون تماشاکردن)، To play video games (انجام بازی‌های ویدئویی)، To listen to music (گوش‌دادن به موسیقی، To do the dishes (شستن ظرف‌ها)، To check facebook (چک‌کردن فیس‌بوک)، To hang out with friends (معاشرت و گردش با دوستان)، To play sports (ورزش‌کردن)، To brush my teeth (مسواک‌زدن)، To do the homework (انجام تکالیف)، To have dinner ( شام خوردن)، To do exercises (تمرین‌کردن)، To talk to friends (صحبت با دوستان) و …

با یادگیری این کلمات و عبارات می‌توانید به شکل بهتری درباره عادات و رفتارهای روتین و روزمره خود صحبت کرده و اطلاعات مناسب‌تری را در اختیار مخاطب خود قرار دهید.

مثال‌های کاربردی از انجام عادات و رفتارهای روزمره

در این بخش قصد داریم چند مثال بسیار کاربردی را به شما ارائه دهیم که به شما کمک می‌کند تا متوجه شوید که دقیقا به چه شکل باید درباره عادات و رفتارهای روتین روزمره خود به زبان انگلیسی صحبت کنید. پس اگر علاقه‌مند به این موضوع هستید حتما این بخش و مثال‌های آن را بادقت مطالعه کنید.

  • I usually go to the soccer field in the morning.

من معمولا صبح‌ها به زمین فوتبال می‌روم.

  • I take a breakfast around 8.

من حدود ساعت 8 صبح صبحانه می‌خورم.

  • She usually does the dishes after breakfast.

او معمولا بعد از صبحانه ظرف‌ها را می‌شست.

  • I never wake up before 5.

من هیچ‌وقت قبل از ساعت 5 بیدار نمی‌شوم.

  • My brother plays video games every afternoon.

برادر من هر روز بعدازظهر بازی‌های ویدئویی انجام می‌دهد.

  • I check facebook and Instagram every day.

من هر روز فیس‌بوک و اینستاگرام را بررسی می‌کنم.

  • My family and I go to the beach every weekend.

من و خانواده‌ام هر آخر هفته به ساحل می‌رویم.

  • My brother is in a soccer team, He play soccer every day.

برادر من در یک تیم فوتبال است، او هر روز فوتبال بازی می‌کند.

  • I study English every day and I take classes on the weekends.

من هر روز انگلیسی مطالعه می‌کنم و آخر هفته‌ها در کلاس شرکت می‌کنم.

عادات روزانه در انگلیسی

دوره های آموزش زبان انگلیسی

دوره های حضوری انگلیسی ایرانمهر
دوره حضوری  آموزش زبان انگلیسی برای کودکان
دوره حضوری آموزش زبان انگلیسی برای نوجوانان
دوره حضوری آموزش زبان انگلیسی برای بزرگسالان

عادات روزانه در انگلیسی: جملات منفی

گاهی اوقات ممکن است در زبان انگلیسی شما علاقه‌مند به این موضوع باشید که بیان کنید یک عادت را ندارید. در چنین شرایطی باید از جملات منفی استفاده کنید که در ادامه برخی از مثال‌های آن را برای شما آورده‌ایم که می‌توانید از چنین الگویی استفاده کنید:

I don’t play soccer every day.

من هر روز فوتبال بازی نمی‌کنم.

I don’t watch horror movies.

من فیلم ترسناک نمی‌بینم.

She doesn’t go to the beach on Sunday.

او یکشنبه‌ها به ساحل نمی‌رود.

They never visit their brothers and sisters.

آنها هرگز به دیدن خواهر و برادرهای خود نمی‌روند.

We don’t go to birthday parties.

ما به جشن تولد نمی‌رویم.

سوالات مربوط به روتین‌ها و عادات روزانه

در بخش‌های قبلی درباره این موضوع صحبت کردیم که اگر قصد داشته باشید درباره روتین‌های روزانه خود صحبت کنید به چه شکل باید این کار را انجام دهید. حال در این بخش قصد داریم بیشتر درباره این موضوع صحبت کنیم که به چه شکل باید سوالاتی را در خصوص عادات روزانه به زبان انگلیسی بپرسیم؟ پس اگر علاقه‌مند به یادگیری این کار هستید می‌توانید از مثال‌های ارائه شده در این بخش استفاده کنید.

  • What time do you usually wake up?

شما معمولا چه ساعتی از خواب بیدار می‌شوید؟

  • How many times a week do you go running?

چند بار در هفته می‌دوید؟

  • What time do you usually go to bed?

معمولا چه ساعتی به رختخواب می‌روید؟

  • How often do you watch a movie at night?

هر چند وقت یک‌بار در طول شب فیلم می‌بینید؟

حال اجازه دهید تا چند پرسش‌ و پاسخ را در این زمینه به شما ارائه دهیم که به شما کمک می‌کند تا بتوانید مکالمات بهتری را درباره عادات روزانه خود به زبان انگلیسی داشته باشید:

What time do you usually go running?

I go running at night.

شما معمولا چه ساعتی برای دویدن می‌روید؟

صحبت در مورد عادات روزانه

معمولا شب‌ها برای دویدن می‌روم.

What time do you get to work?

I usually get to work before 7.

چه ساعتی معمولا سرکار می‌روی؟

معمولا قبل از ساعت 7 سرکار می‌روم.

What time do you get home?

I usually get home before 6.

معمولا چه ساعتی به خانه می‌رسی؟

معمولا قبل از ساعت 6 به خانه می‌رسم.

What time do you usually have lunch?

I usually have lunch around 12.

معمولا چه ساعتی ناهار می‌خورید؟

معمولا ساعت 12 ناهار می‌خورم.

What time do you usually go to bed?

I go to bed after midnight.

معمولا چه ساعتی به رختخواب می‌روید؟

معمولا بعد از نیمه‌شب به رختخواب می‌روم.

How many times a week do you go swimming?

I go swimming once a week.

چند بار در هفته شنا می‌کنید؟

هفته‌ای یک‌بار شنا می‌کنم.

How often do you go to the movies?

I never go to the movies.

چند وقت یک‌بار به سینما می‌روی؟

من هرگز به سینما نمی‌روم.

How often do you go to the beach?

Sometimes I go to the beach.

چند وقت یک‌بار به ساحل می‌روید؟

گاهی به ساحل می‌روم.

How often do you play soccer?

I play soccer every day.

چند وقت یک‌بار فوتبال بازی می‌کنی؟

من هر روز فوتبال بازی می‌کنم.

Do you play soccer every day?

No, I don’t.

آیا شما هر روز فوتبال بازی می‌کنید؟

نه بازی نمی‌کنم.

Do you watch anime every night?

Sometimes I do.

آیا شما هر شب انیمه می‌بینید؟

گاهی اوقات این کار را انجام می‌دهم.

عادات روزانه به انگلیسی

معرفی عادات روزانه‌ای که معمولا در خانه انجام می‌شوند

برخی از فعالیت‌های روزانه و عاداتی که در خانه انجام می‌دهید را بیان کنید. در این بخش چند پاسخ رایج را به این سوال ارائه خواهیم داد.

I wake up at 7am every morning.

من هر روز ساعت 7 صبح از خواب بیدار می‌شوم.

I have a cup of coffee and make breakfast. I usually read the newspaper while I have breakfast. My children like to have a shower after they have breakfast but I like to have a shower before I get dressed.

یک فنجان قهوه می‌خورم و صبحانه درست می‌کنم. من معمولا در حین صبحانه خوردن روزنامه می‌خوانم. فرزندان من دوست دارند بعد از خوردن صبحانه دوش بگیرند؛ ولی من دوست دارم قبل از این‌که لباس بپوشم دوش بگیرم.

My wife brushes her long hair, and I have short hair so I comb my hair. How do you do your hair in the morning?

همسر من موهای بلندش را برس می‌کشد و من موهای کوتاهی دارم؛ بنابراین موهایم را کمی شانه می‌کنم. شما موهای خود را صبح‌ها چگونه می‌آرایید؟

It is important to brush your teeth, and some women like to put make-up on.

مسواک‌زدن بسیار مهم است و برخی از خانم‌ها دوست دارند هر روز صبح آرایش کنند.

After I have finished work, I go home to cook dinner. In my house I usually make dinner. The family eat dinner together at 7:30pm.

بعد از این‌که کارم تمام می‌شود برای پختن شام به خانه می‌روم. در خانه معمولا من شام درست می‌کنم. سپس در کنار سایر اعضای خانواده ساعت 7:30 غروب باهم شام می‌خوریم.

اثر یادگیری زبان انگلیسی بر زندگی

برخی از عادات روزانه در محل کار

از جمله مثال‌های انجام عادات روزانه در محل کار می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

I go to work at 8.45am every morning.

من هر روز صبح ساعت 8:45 دقیقه سرکار می‌روم.

I usually drive to work.

من معمولا با ماشین سرکار می‌روم.

I always check my emails when I get to work, but I don’t always reply to them immediately.

همیشه وقتی سرکار می‌روم ایمیل‌هایم را چک می‌کنم؛ ولی همیشه بلافاصله به آنها پاسخ نمی‌دهم.

I take a taxi or a train if I have a lunch meeting. I never take the bus because it is too slow.

اگر یک قرار ملاقات در ساعت ناهار داشته باشم از تاکسی یا قطار استفاده می‌کنم. من هرگز به اتوبوس به سرکار نمی‌روند؛ چون بسیار کند است.

When I am at my desk I usually work on the computer, even during morning tea.

برخی از عادات روزانه در محل کار

زمانی که پشت میزم هستم معمولا با کامپیوتر کار می‌کنم و چای صبحگاهی خود را می‌نوشم.

At 1pm most days I have lunch.

اکثر روزها ساعت یک ناهار می‌خورم.

At 3pm we have afternoon tea, and that is when we usually talk and eat cake.

ساعت سه بعدازظهر معمولا سرکار چای بعدازظهر را می‌خوریم و این زمان زمانی است که معمولا کمی صحبت کرده و یک‌تکه کیک نیز می‌خوریم.

Once a month I report to my boss, but maybe you have to report to your boss more often. I usually write a document that my boss can read.

ماهی یک‌بار به رئیسم گزارش می‌دهم؛ ولی شاید شما مجبور باشید که دفعات بیشتری در طول ماه گزارش بدهید. من معمولا یک گزارش می‌نویسم که رئیسم بتواند آن را بخواند.

اگر شما هم علاقه‌مند به یادگیری گرامر زبان انگلیسی هستید و به دنبال بهترین آموزش‌ها در زمین‌های مختلف زبان انگلیسی هستید به شما پیشنهاد می‌کنیم حتما از بخش بلاگ زبان انگلیسی در سایت ما نیز دیدن کنید. در این بخش شما می‌توانید به بهترین آموزش‌ها در این حوزه دسترسی پیدا کنید. از طرف دیگر شما می‌توانید در کلاس‌ها و دوره‌های برگزار شده توسط آموزشگاه زبان ایرانمهر نیز شرکت کنید که دارای کیفیت بالا و قیمت مناسبی هستند.

بیشتر بخوانید: روش هایی برای تبدیل یادگیری زبان به یک عادت روزانه

چقدر این پست برایتان مفید بود؟
1
2
3
4
5
4.1 از 5 از 50 رای

نظر خود را با ما در میان بزارید

لغو پاسخ

مقالات مرتبط

برای مشاوره رایگان کلیک کنید