صحبت در مورد عادات روزانه به انگلیسی یکی از مهمترین مواردی است که معمولا شما در این زبان به آن نیاز پیدا خواهید کرد. در بسیاری از موارد احتمالا شما هم علاقهمند هستید تا بتوانید عادات روزانه خود را به شکل صحیحی بیان کنید که برای این کار باید با اصطلاحات و عباراتی که در این زمینه وجود دارند آشنا شوید. ما در ادامه این مطلب و در این بخش از آموزش زبان انگلیسی قصد داریم کمی بیشتر درباره برخی از عبارات و اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی صحبت کنیم که امروزه اکثر افراد از آنها برای بیان عادات روزانه خود استفاده میکنند. این کار میتواند یک نقطه شروع برای شما باشد تا بتوانید مهارتهای مکالمه روزمره خود را ارتقا داده و وارد سطح جدیدی از مهارتهای مکالمه شوید.
زمان حال ساده و عادات روزانه در انگلیسی
امروزه ما میتوانیم از حال ساده برای صحبت درباره کارهای روزمره خود در زبان انگلیسی استفاده کنیم؛ چراکه حال ساده برای توصیف اعمالی که به طور منظم اتفاق میافتند مورداستفاده قرار میگیرد. در ادامه چند مثال در خصوص عادات روزانه را بیان میکنیم که به ضمیر “من” شروع میشوند. مثالهای زیر را در نظر بگیرید:
I play soccer.
من فوتبال بازی میکنم.
I watch movies.
من فیلم میبینم.
I cook dinner.
من شام درست میکنم.
دقت داشته باشید که همین عادات را میتوانید در سایر ضمایر نیز مورداستفاده قرار دهید. از طرف دیگر باید به این نکته مهم توجه کنید که شما میتوانید در زمانهای دیگر نیز از این اصطلاحات استفاده کنید. بهعنوانمثال زمان گذشته ساده را در نظر بگیرید که در ادامه مثالهای آن را به شما ارائه خواهیم داد:
I used to play soccer with my friends after school.
من بعد از مدرسه با دوستانم فوتبال بازی میکردم.
I used to go the gym.
من قبلا باشگاه میرفتم.
She used to train every day.
او قبلا هر روز تمرین میکرد.
She used to work in a school nearby.
او قبلا در مدرسهای نزدیک کار میکرد.
He used to go to the beach with his children.
او با فرزندانش به ساحل میرفت.

مجموعه لغات برای بیان عادات روزانه
زمانی که قصد دارید درباره عادات روزانه خود به زبان انگلیسی صحبت کنید باید به این نکته مهم توجه داشته باشید که حتما از لغات مناسبی استفاده کنید. در این بخش قصد داریم برخی از لغات پرکاربردی که امروزه در زبان انگلیسی برای بیان عادات و رفتارهای روتین روزانه مورد استفاده قرار میگیرند صحبت کرده و برخی از این لغات را به همراه معانی آنها به شما معرفی کنیم. لغات زیر را در نظر بگیرید:
To wake up (از خواب بیدارشدن)، To get up (بلندشدن)، To have breakfast (صبحانه خوردن)، To take a shower (دوشگرفتن)، To go to school (به مدرسه رفتن)، To take the bus (سوار اتوبوس شدن)، To have lunch (ناهار خوردن)، To study for exams (درسخواندن برای امتحان)، To read a book (خواندن یک کتاب)، To go to bed (به تختخواب رفتن)، To chat with friends (با دوستان چت کردن)، To go to the pool (به استخر رفتن)، To get dressed (لباس پوشیدن)، To comb my hair (شانهکردن موها)، To clean up the room (تمیزکردن اتاق)، To stay up late (تا دیروقت بیدارماندن)، To watch tv (تلویزیون تماشاکردن)، To play video games (انجام بازیهای ویدئویی)، To listen to music (گوشدادن به موسیقی، To do the dishes (شستن ظرفها)، To check facebook (چککردن فیسبوک)، To hang out with friends (معاشرت و گردش با دوستان)، To play sports (ورزشکردن)، To brush my teeth (مسواکزدن)، To do the homework (انجام تکالیف)، To have dinner ( شام خوردن)، To do exercises (تمرینکردن)، To talk to friends (صحبت با دوستان) و …
با یادگیری این کلمات و عبارات میتوانید به شکل بهتری درباره عادات و رفتارهای روتین و روزمره خود صحبت کرده و اطلاعات مناسبتری را در اختیار مخاطب خود قرار دهید.
افعال رایج برای توصیف فعالیتهای روزانه
برای صحبت کردن درباره عادات روزانه به انگلیسی، استفاده از افعال مناسب بسیار مهم است. این افعال به شما کمک میکنند تا روتین روزانه خود را به صورت واضح و طبیعی بیان کنید. در ادامه، مجموعهای از رایجترین افعال روزانه همراه با مثالهای کاربردی آورده شده است. معمولا در کلاسهای آموزش زبان انگلیسی به کودکان این افعال به طور کامل توضیح داده میشوند، اما در این بخش، قصد داریم برخی از مهمترین افعال برای صحبت درباره روتین به انگلیسی را بررسی کنیم:
wake up (بیدار شدن):
I usually wake up at 7 a.m.
من معمولا ساعت ۷ صبح بیدار میشوم.
get up (از تخت بیرون آمدن):
She gets up immediately after waking up.
او بلافاصله بعد از بیدار شدن از تخت بلند میشود.
brush teeth (مسواک زدن):
He brushes his teeth every morning.
او هر صبح دندانهایش را مسواک میزند.
take a shower / have a shower (دوش گرفتن):
I take a shower before breakfast.
من قبل از صبحانه دوش میگیرم.
have breakfast / lunch / dinner (خوردن صبحانه/ناهار/شام):
We usually have breakfast at 8 a.m.
ما معمولا ساعت ۸ صبحانه میخوریم.
Drink (نوشیدن):
I always drink a cup of coffee in the morning.
من همیشه صبح یک فنجان قهوه مینوشم.
Eat (خوردن):
She eats a healthy snack in the afternoon.
او بعد از ظهر یک میانوعده سالم میخورد.
go to work / go to school (رفتن به محل کار یا مدرسه):
He goes to work by bus every day.
او هر روز با اتوبوس به محل کار میرود.
study / learn (مطالعه یا یادگیری):
I usually study English in the evening.
من معمولا عصرها انگلیسی مطالعه میکنم.
Work (کارکردن):
She works from 9 a.m. to 5 p.m.
او از ۹ صبح تا ۵ بعدازظهر کار میکند.

چطور فرکانس انجام کارها را بیان کنیم؟ (همیشه، اغلب، گاهی، هرگز)
وقتی درباره عادات روزانه به انگلیسی صحبت میکنیم، لازم است نشان دهیم که فعالیتها هر چند وقت یکبار انجام میشوند. برای این منظور، در انگلیسی از کلمات فرکانس (Frequency Words) استفاده میکنیم. این کلمات معمولا قبل از فعل اصلی یا بعد از فعل to be قرار میگیرند. در آموزش زبان انگلیسی به بزرگسالان نیز معمولا این کلمات آموزش داده میشوند که در ادامه چند مورد از آنها را به شما معرفی میکنیم تا بتوانید برای صحبت درباره فعالیت های روزانه به انگلیسی از آنها استفاده کنید:
Always (همیشه): جایگاه معمولا این کلمه قبل از فعل اصلی است. مثال:
I always brush my teeth in the morning.
من همیشه صبحها دندانهایم را مسواک میزنم.
Usually (معمولا): جایگاه آن معمولا قبل از فعل اصلی است. مثال:
She usually has breakfast at 8 a.m.
او معمولا ساعت ۸ صبحانه میخورد.
Often (اغلب): جایگاه آن قبل از فعل اصلی است. مثال:
We often watch TV in the evening.
ما اغلب عصرها تلویزیون تماشا میکنیم.
Sometimes (گاهی): جایگاه آن قبل از فعل اصلی است. مثال:
He sometimes goes to the gym after work.
او گاهی بعد از کار به باشگاه میرود.
Rarely (به ندرت): جایگاه قبل از فعل اصلی است. مثال:
I rarely eat fast food.
من به ندرت فست فود میخورم.
Never (هرگز): جایگاه آن قبل از فعل اصلی است. مثال:
She never smokes.
او هرگز سیگار نمیکشد.
در خصوص این کلمات، بسیار مهم است که بدانید آنها قبل از فعل اصلی میآیند، اما بعد از فعل to be میآیند. مثال زیر را ببینید:
He is always happy in the morning.
او همیشه صبحها خوشحال است.
همچنین برای تاکید میتوان از جملات کوتاه هم استفاده کرد. مثال:
I never eat chocolate at night.
من هرگز شبها شکلات نمیخورم.
We often go for a walk in the park.
ما اغلب در پارک پیادهروی میکنیم.
جملات منفی درباره عادات روزانه
در انگلیسی، برای بیان کارهایی که انجام نمیدهیم یا عادات منفی، از جملات منفی (Negative Sentences) استفاده میکنیم. این جملات به شما کمک میکنند تا روتین روزانه خود یا دیگران را دقیقتر و واقعیتر توصیف کنید. پس اگر میخواهید درباره عادات روزانه به انگلیسی صحبت کرده و حالات منفی را بیان کنید، حتما باید با این ساختار نیز آشنا شوید. در زمان حال ساده، برای افعال معمولی از do not (don’t) / does not (doesn’t) قبل از فعل اصلی استفاده میکنیم استفاده میکنیم:
I don’t drink coffee in the morning.
من صبحها قهوه نمینوشم.
He doesn’t watch TV before school.
او قبل از مدرسه تلویزیون تماشا نمیکند.
برای افعال to be از am not / is not (isn’t) / are not (aren’t) استفاده میکنیم:
She isn’t tired in the morning.
او صبحها خسته نیست.
They aren’t late for work.
آنها برای کار دیر نمیکنند.
از سوی دیگر، در کلاس زبان انگلیسی یاد میگیرید که میتوانید کلمات فرکانس را نیز منفی کنید. در واقع میتوانیم جملات منفی را با کلمات فرکانس ترکیب کنیم تا میزان منفی بودن عادت مشخص شود. مثال:
I never eat fast food.
من هرگز فست فود نمیخورم.
She rarely drinks soda.
او به ندرت نوشابه مینوشد.
They seldom go to bed late.
آنها به ندرت دیر میخوابند.
بیایید در ادامه، چند مثال بسیار کاربردی دیگر را در این زمینه بررسی کنیم:
I don’t get up before 7 a.m.
من قبل از ساعت ۷ صبح بلند نمیشوم.
He doesn’t brush his teeth after every meal.
او بعد از هر وعده غذایی دندانهایش را مسواک نمیزند.
She doesn’t study on weekends.
او آخر هفتهها درس نمیخواند.
We don’t attend meetings on Fridays.
ما جمعهها در جلسات شرکت نمیکنیم.
I don’t watch TV in the morning.
من صبحها تلویزیون تماشا نمیکنم.
He never plays football on weekends.
او روزهای آخر هفته فوتبال بازی نمیکند.
I rarely sleep less than 7 hours.
من به ندرت کمتر از ۷ ساعت میخوابم.
اگر میخواهید درباره فعالیت های روزانه به انگلیسی صحبت کنید، حتما به نکات زیر توجه کنید:
- قبل از فعل اصلی از don’t/doesn’t استفاده کنید و دقت کنید که برای سوم شخص مفرد (he/she/it) از doesn’t استفاده شود.
- never / rarely / seldom میتوانند جایگزین don’t/doesn’t شوند تا تاکید بیشتری ایجاد کنند.
- در نهایت فراموش نکنید که کلمات فرکانس منفی معمولا قبل از فعل اصلی میآیند. پس حتما این نکته را مدنظر قرار دهید.

عادات روزانه در انگلیسی: جملات منفی
گاهی اوقات ممکن است در زبان انگلیسی شما علاقهمند به این موضوع باشید که بیان کنید یک عادت را ندارید. در چنین شرایطی باید از جملات منفی استفاده کنید که در ادامه برخی از مثالهای آن را برای شما آوردهایم که میتوانید از چنین الگویی استفاده کنید:
I don’t play soccer every day.
من هر روز فوتبال بازی نمیکنم.
I don’t watch horror movies.
من فیلم ترسناک نمیبینم.
She doesn’t go to the beach on Sunday.
او یکشنبهها به ساحل نمیرود.
They never visit their brothers and sisters.
آنها هرگز به دیدن خواهر و برادرهای خود نمیروند.
We don’t go to birthday parties.
ما به جشن تولد نمیرویم.

معمولا شبها برای دویدن میروم.
What time do you get to work?
I usually get to work before 7.
چه ساعتی معمولا سرکار میروی؟
معمولا قبل از ساعت 7 سرکار میروم.
What time do you get home?
I usually get home before 6.
معمولا چه ساعتی به خانه میرسی؟
معمولا قبل از ساعت 6 به خانه میرسم.
What time do you usually have lunch?
I usually have lunch around 12.
معمولا چه ساعتی ناهار میخورید؟
معمولا ساعت 12 ناهار میخورم.
What time do you usually go to bed?
I go to bed after midnight.
معمولا چه ساعتی به رختخواب میروید؟
معمولا بعد از نیمهشب به رختخواب میروم.
How many times a week do you go swimming?
I go swimming once a week.
چند بار در هفته شنا میکنید؟
هفتهای یکبار شنا میکنم.
How often do you go to the movies?
I never go to the movies.
چند وقت یکبار به سینما میروی؟
من هرگز به سینما نمیروم.
How often do you go to the beach?
Sometimes I go to the beach.
چند وقت یکبار به ساحل میروید؟
گاهی به ساحل میروم.
How often do you play soccer?
I play soccer every day.
چند وقت یکبار فوتبال بازی میکنی؟
من هر روز فوتبال بازی میکنم.
Do you play soccer every day?
No, I don’t.
آیا شما هر روز فوتبال بازی میکنید؟
نه بازی نمیکنم.
Do you watch anime every night?
Sometimes I do.
آیا شما هر شب انیمه میبینید؟
گاهی اوقات این کار را انجام میدهم.

معرفی عادات روزانهای که معمولا در خانه انجام میشوند
برخی از فعالیتهای روزانه و عاداتی که در خانه انجام میدهید را بیان کنید. در این بخش چند پاسخ رایج را به این سوال ارائه خواهیم داد.
I wake up at 7am every morning.
من هر روز ساعت 7 صبح از خواب بیدار میشوم.
I have a cup of coffee and make breakfast. I usually read the newspaper while I have breakfast. My children like to have a shower after they have breakfast but I like to have a shower before I get dressed.
یک فنجان قهوه میخورم و صبحانه درست میکنم. من معمولا در حین صبحانه خوردن روزنامه میخوانم. فرزندان من دوست دارند بعد از خوردن صبحانه دوش بگیرند؛ ولی من دوست دارم قبل از اینکه لباس بپوشم دوش بگیرم.
My wife brushes her long hair, and I have short hair so I comb my hair. How do you do your hair in the morning?
همسر من موهای بلندش را برس میکشد و من موهای کوتاهی دارم؛ بنابراین موهایم را کمی شانه میکنم. شما موهای خود را صبحها چگونه میآرایید؟
It is important to brush your teeth, and some women like to put make-up on.
مسواکزدن بسیار مهم است و برخی از خانمها دوست دارند هر روز صبح آرایش کنند.
After I have finished work, I go home to cook dinner. In my house I usually make dinner. The family eat dinner together at 7:30pm.
بعد از اینکه کارم تمام میشود برای پختن شام به خانه میروم. در خانه معمولا من شام درست میکنم. سپس در کنار سایر اعضای خانواده ساعت 7:30 غروب باهم شام میخوریم.

برخی از عادات روزانه در محل کار
از جمله مثالهای انجام عادات روزانه در محل کار میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
I go to work at 8.45am every morning.
من هر روز صبح ساعت 8:45 دقیقه سرکار میروم.
I usually drive to work.
من معمولا با ماشین سرکار میروم.
I always check my emails when I get to work, but I don’t always reply to them immediately.
همیشه وقتی سرکار میروم ایمیلهایم را چک میکنم؛ ولی همیشه بلافاصله به آنها پاسخ نمیدهم.
I take a taxi or a train if I have a lunch meeting. I never take the bus because it is too slow.
اگر یک قرار ملاقات در ساعت ناهار داشته باشم از تاکسی یا قطار استفاده میکنم. من هرگز به اتوبوس به سرکار نمیروند؛ چون بسیار کند است.
When I am at my desk I usually work on the computer, even during morning tea.

زمانی که پشت میزم هستم معمولا با کامپیوتر کار میکنم و چای صبحگاهی خود را مینوشم.
At 1pm most days I have lunch.
اکثر روزها ساعت یک ناهار میخورم.
At 3pm we have afternoon tea, and that is when we usually talk and eat cake.
ساعت سه بعدازظهر معمولا سرکار چای بعدازظهر را میخوریم و این زمان زمانی است که معمولا کمی صحبت کرده و یکتکه کیک نیز میخوریم.
Once a month I report to my boss, but maybe you have to report to your boss more often. I usually write a document that my boss can read.
ماهی یکبار به رئیسم گزارش میدهم؛ ولی شاید شما مجبور باشید که دفعات بیشتری در طول ماه گزارش بدهید. من معمولا یک گزارش مینویسم که رئیسم بتواند آن را بخواند.
سخن پایانی
اگر شما هم علاقهمند به یادگیری گرامر زبان انگلیسی هستید و به دنبال بهترین آموزشها در زمینهای مختلف زبان انگلیسی هستید به شما پیشنهاد میکنیم حتما از بخش بلاگ زبان انگلیسی در سایت ما نیز دیدن کنید. در این بخش شما میتوانید به بهترین آموزشها در این حوزه دسترسی پیدا کنید. از طرف دیگر شما میتوانید در کلاسها و دورههای برگزار شده توسط آموزشگاه زبان ایرانمهر نیز شرکت کنید که دارای کیفیت بالا و قیمت مناسبی هستند.
سوالات متداول
چگونه میتوانم دربارهی عادات روزانهام به انگلیسی صحبت کنم؟
چه واژگان و عباراتی برای توصیف روزمرگی در انگلیسی مهم هستند؟
wake up (بیدار شدن)
brush my teeth (مسواک زدن)
take a shower (دوش گرفتن)
go to work/school (رفتن به محل کار/مدرسه)
have lunch/dinner (ناهار/شام خوردن)
این واژگان کلیدی باعث میشوند جملههای شما طبیعی و کاربردی باشند
آیا بیان عادات روزمره فقط شامل کارهای خانه میشود؟
بیشتر بخوانید: روش هایی برای تبدیل یادگیری زبان به یک عادت روزانه
بیشتر بخوانید: آموزش گرامر Simple Present در زبان انگلیسی












متن روزمره برای من خوب بود
ممنون
سلام وقت بخیر ممنونم از همراهیتون
موفق باشین