آیا تا به حال با این مشکل مواجه شدهاید که در مکالمات روزمره انگلیسی برخی اصطلاحات را میشنوید اما در کتابهای درسی خبری از آنها نیست؟ اصطلاحات کاربردی زبان انگلیسی نقش بسیار مهمی در طبیعی و روان شدن مکالمه دارند و استفاده از آنها باعث میشود شما شبیه یک انگلیسیزبان واقعی صحبت کنید. اما آشنایی با این عبارت، شاید از طریق منابع علمی امکانپذیر نباشد.
به همین علت در این مقاله، با ۱۰ اصطلاح کاربردی و جذاب انگلیسی که در هیچ کتاب درسی پیدا نمیکنید آشنا میشوید. هر اصطلاح با معنی ساده، مثال کاربردی و نکات مهم توضیح داده شده تا بتوانید به راحتی در مکالمه، فیلمها و سریالها از آنها استفاده کنید.
1- Spill the Beans، وقتی رازت لو میرود!
اصطلاح Spill the Beans یکی از اصطلاحات کاربردی زبان انگلیسی در مکالمات روزمره است که معمولا در کتابهای درسی به آن اشارهای نمیشود. این اصطلاح زمانی استفاده میشود که یک راز ناخواسته فاش شود یا کسی چیزی را که نباید میگفته، لو بدهد. به طور کلی، این اصطلاح به معنای راز را فاش کردن، حرفی را لو دادن یا افشای یک موضوع پنهانی است.
اگر این سوال را دارید که چه زمانی از Spill the Beans استفاده میکنیم؟ باید بدانید که در شرایط زیر این اصطلاح کاربرد دارد:
- کسی ناخواسته اطلاعات محرمانهای را میگوید
- سورپرایزی قبل از زمانش لو میرود
- فردی تحت فشار قرار میگیرد و حقیقت را میگوید
برای درک بهتر کاربردهای این اصطلاح، مثالهای زیر را در نظر بگیرید:
Don’t spill the beans about the surprise party!
راز مهمانی سورپرایز رو لو نده!
He finally spilled the beans and told us the truth.
بالاخره راز رو لو داد و حقیقت رو گفت.
دقت کنید که این اصطلاح رسمی نیست و در مکالمات روزمره، فیلمها و سریالها زیاد شنیده میشود.

2- Break the Ice، شروع مکالمه بدون استرس
اصطلاح Break the Ice یکی از رایجترین اصطلاحات کاربردی زبان انگلیسی در موقعیتهای اجتماعی است. این عبارت زمانی استفاده میشود که بخواهیم فضای سرد، رسمی یا همراه با سکوت را به یک گفتوگوی راحت و دوستانه تبدیل کنیم. این اصطلاح به معنای شروع کردن صحبت برای از بین بردن معذب بودن، باز کردن سر صحبت و صمیمیتر کردن فضا است. معمولا در موقعیتهای زیر میتوانید از این اصطلاح استفاده کنید:
- اولین جلسه کاری
- آشنایی با افراد جدید
- کلاسها یا دورههای آموزشی
- مهمانیهایی که افراد همدیگر را نمیشناسند
مثالهای کاربردی و مهم این اصطلاح به شکل زیر هستند:
He told a joke to break the ice.
برای شکستن یخ جمع یک جوک گفت.
Small talk is a great way to break the ice.
گفتوگوی کوتاه و ساده راه خوبی برای شروع صحبت است.
3- Hit the Sack
اصطلاح Hit the Sack یک عبارت کاملا محاورهای در زبان انگلیسی است که زمانی استفاده میشود که فرد میخواهد بگوید خیلی خسته است و قصد خوابیدن دارد. این اصطلاح بیشتر در مکالمات دوستانه شنیده میشود و معمولا در کتابهای درسی جایی ندارد. این عبارت، از اصطلاحات کاربردی زبان انگلیسی است که معنای رفتن به رختخواب، خوابیدن بعد از خستگی زیاد و وقت خواب رسیدن را منتقل میکند. در موقعیتهای زیر میتوانید از این عبارت استفاده کنید:
- بعد از یک روز کاری یا درسی طولانی
- وقتی خیلی خسته هستید
- زمانی که میخواهید مکالمه را با خداحافظی تمام کنید
به همین علت، در کلاس زبان انگلیسی نیز معمولا این عبارت آموزش داده میشود. دو مثال زیر را در این زمینه مشاهده کنید:
I’m exhausted. I’m going to hit the sack.
خیلی خستهام، میخوام برم بخوابم.
It’s late, let’s hit the sack.
دیره، بریم بخوابیم.

4- Cost an Arm and a Leg، چیزی که خیلی گران تمام میشود
اصطلاح Cost an Arm and a Leg یکی از اصطلاحات پرکاربرد انگلیسی است که برای توصیف قیمت بسیار بالا یا هزینهای فراتر از انتظار استفاده میشود. این عبارت اغراقآمیز است و دقیقاً به همین دلیل در مکالمات روزمره محبوبیت زیادی دارد. از جمله معانی مختلف این عبارت میتوانیم به مواردی مثل بیش از حد گران بودن، هزینه سرسامآور داشتن و خرج زیادی روی دست گذاشتن اشاره کنیم. در شرایط و موقعیتهای زیر میتوانید از این اصطلاح استفاده کنید:
- خرید وسایل گرانقیمت
- هزینههای پزشکی یا درمانی
- سفرهای لوکس یا غیرمنتظره
- خدماتی که قیمتشان غیرمنطقی است
مثالهای زیر را درباره این عبارت ببینید:
That car costs an arm and a leg!
قیمت اون ماشین سرسامآوره!
Medical treatment can cost an arm and a leg in some countries.
هزینه درمان تو بعضی کشورها خیلی بالاست.
با یادگیری این عبارت، میتوانید احساس خودتان نسبت به قیمتها را طبیعیتر بیان کنید. به همین علت نیز در دوره زبان انگلیسی معمولا این عبارت آموزش داده میشود.
5- Under the Weather، وقتی حالواحوالت تعریفی ندارد
اصطلاح Under the Weather یک عبارت بسیار رایج در مکالمات روزمره انگلیسی است که برای توصیف زمانی به کار میرود که فرد احساس ناخوشی، ضعف یا کسالت دارد، بدون اینکه لزوما بیماری جدی باشد. این اصطلاح، معمولا معنای احساس مریضی یا بیحالی، سرحال نبودن و کسالت داشتن را منتقل کرده و یکی از اصطلاحات کاربردی زبان انگلیسی به شمار میآید. شما میتوانید در موقعیتها و شرایط زیر از این اصطلاح استفاده کنید:
- وقتی کمی سرما خوردهاید
- زمانی که خسته یا بیانرژی هستید
- وقتی حال روحی خوبی ندارید
- برای توضیح دادن دلیل کمکاری یا استراحت
مثالهای زیر را برای درک هرچه بهتر کاربردهای این عبارت مشاهده کنید:
I’m feeling a bit under the weather today.
امروز حالم یکم خوب نیست.
She stayed home because she was under the weather.
چون حالش خوب نبود، خونه موند.
دقت داشته باشید که این عبارت ملایم و غیرمستقیم است و برای موقعیتهای دوستانه و حتی نیمهرسمی مناسب خواهد بود.

6- Piece of Cake، کاری که فوقالعاده ساده است
اصطلاح Piece of Cake یکی از محبوبترین اصطلاحات محاورهای در زبان انگلیسی است که برای توصیف کاری به کار میرود که خیلی راحت، سریع و بدون دردسر انجام میشود. این اصطلاح در واقع به معنای بسیار آسان بودن، بیدردسر و ساده بودن و کاری که چالشی ندارد است. شما میتوانید در موقعیتها و شرایط مختلفی از آن استفاده کنید که این موقعیتها عبارتاند از:
- انجام کاری برای شما خیلی ساده باشد
- بخواهید به کسی اطمینان بدهید که کاری سخت نیست
- بعد از انجام موفق یک کار نظر خود را بگویید
بیایید چند مثال کاربردی را بررسی کرده و متوجه شویم که دقیقا به چه شکل میتوانیم از این عبارت استفاده کنیم؟
The exam was a piece of cake.
امتحان خیلی راحت بود.
Don’t worry, fixing this problem is a piece of cake.
نگران نباش، حل این مشکل خیلی سادهست.
دقت داشته باشید که این اصطلاح کاملا غیررسمی بوده و در مکالمات دوستانه، کلاسها و فیلمها زیاد استفاده میشود. پس در متون رسمی بهتر است از کلماتی مثل easy یا simple استفاده شود.
7- Once in a Blue Moon، اتفاقی که خیلی بهندرت میافتد
اصطلاح Once in a Blue Moon برای توصیف اتفاقهایی استفاده میشود که خیلی کم و بهندرت رخ میدهند. این عبارت در مکالمات روزمره انگلیسی بسیار رایج است و حالتی اغراقآمیز اما جذاب دارد. به همین علت نیز در لیست اصطلاحات کاربردی زبان انگلیسی قرار میگیرد. این عبارت در واقع معانی مختلفی مثل خیلی کم اتفاق افتادن، به ندرت رخ دادن و هر از گاهی آن هم خیلی کم رخ دادن را منتقل میکند. شما میتوانید در موقعیتها و شرایط زیر از این عبارت استفاده کنید:
- کاری را خیلی کم انجام میدهیم
- اتفاقی تقریبا غیرمنتظره رخ داده
- چیزی برخلاف روال همیشگی پیش آمده
مثالهای زیر را برای درک هرچه بهتر نحوه استفاده از این عبارت مشاهده کنید:
I go to the cinema once in a blue moon.
من خیلی بهندرت سینما میرم.
He calls his old friends once in a blue moon.
خیلی کم به دوستهای قدیمیش زنگ میزنه.
8- Blow Off Steam، خالی کردن خشم و استرس
اصطلاح Blow Off Steam زمانی استفاده میشود که فرد نیاز دارد فشار عصبی، خشم یا استرس جمعشده را به شکلی سالم یا حتی هیجانی تخلیه کند. این اصطلاح در مکالمات روزمره و غیررسمی بسیار پرکاربرد است. به همین علت نیز معمولا در کلاس زبان این عبارت آموزش داده میشود. این عبارت، در واقع معانی تخلیه استرس، خالی کردن عصبانیت و سبک شدن بعد از فشار روانی را منتقل میکند. شما در شرایط زیر میتوانید از این اصطلاح استفاده کرده و از کاربردهای آن بهرهمند شوید:
- روز سخت و پراسترسی داشتهاید
- از چیزی عصبانی یا کلافه هستید
- نیاز دارید آرام شوید و انرژی منفی را بیرون بریزید
برای اینکه بتوانید درک درستتری از استفاده از این عبارت به دست بیاورید، بهتر است حتما مثالهای زیر را نیز مشاهده کنید:
I need to go for a walk to blow off steam.
باید یه پیادهروی برم تا استرسم خالی بشه.
He went to the gym to blow off some steam.
رفت باشگاه تا عصبانیتش رو تخلیه کنه.

9- The Ball Is in Your Court، حالا نوبت توست!
اصطلاح The Ball Is in Your Court یکی از اصطلاحات کاربردی زبان انگلیسی است که زمانی استفاده میشود که بخواهیم بگوییم اکنون تصمیم یا اقدام بعدی بر عهده شخص دیگری است. این عبارت از دنیای ورزش، بهویژه تنیس، آمده است و به مکالمات روزمره راه پیدا کرده است. این اصطلاح، معانی مختلفی مثل حالا نوبت توست که تصمیم بگیری، مسئولیت عمل بعدی با توست و تصمیمگیری بر عهده شخص مقابل است را منتقل میکند. شما میتوانید در موقعیتهای زیر خیلی راحت از این عبارت استفاده کنید:
- در تصمیمگیری گروهی نوبت شخص دیگری رسیده باشد
- کسی منتظر واکنش یا پاسخ شماست
- مسئولیت بعدی واضحا به فردی واگذار شده است
بیایید چند مثال را درباره این عبارت بررسی کنیم:
I’ve done all I can. Now the ball is in your court.
هر کاری که میتوانستم انجام دادم، حالا نوبت توست.
I told him my opinion, and now the ball is in his court.
نظرم رو گفتم، حالا تصمیم با خودش است.
10- On the Same Page، وقتی همه همنظر هستند
اصطلاح On the Same Page یکی از اصطلاحات بسیار کاربردی انگلیسی است که برای توصیف وضعیتی استفاده میشود که همه افراد درک و نظر یکسانی دارند یا در هماهنگی کامل هستند. این عبارت در محیطهای کاری، گروهی و حتی مکالمات دوستانه بسیار رایج است. از جمله معانی مختلف آن میتوانیم به هم نظر بودن، هماهنگی داشتن و درک مشترک داشتن از موضوع اشاره کنیم. از جمله کاربردهای مهم این عبارت نیز میتوانیم موارد زیر را نام ببریم:
- بخواهید مطمئن شوید همه اعضای گروه یک موضوع را فهمیدهاند
- در تیم یا کلاس هماهنگی وجود دارد
- برای جلوگیری از سوءتفاهمها میخواهید بررسی کنید همه درک مشابهی دارند
بیایید چند مثال کاربردی را درباره این عبارت مشاهده کنیم:
Before we start, let’s make sure we’re all on the same page.
قبل از شروع، بیایید مطمئن شویم همه همنظر هستیم.
We had a meeting to get everyone on the same page.
یک جلسه داشتیم تا همه هماهنگ شوند.
سخن پایانی
زمانی که قصد دارید اصطلاحات کاربردی زبان انگلیسی را بیاموزید، بسیار مهم است که دوره آموزشی یا کلاس زبانی را انتخاب کنید که در آن، این اصطلاحات پرکاربرد و محاورهای نیز آموزش داده شوند. آموزشگاه زبان ایرانمهر، یکی از بهترین آموزشگاههایی است که به طور تخصصی در این زمینه فعالیت کرده و کلاسهای زبان انگلیسی بسیار پرمحتوایی را برگزار میکند.
کلاسهای آموزشگاه ایرانمهر، در کنار کیفیت آموزشی بالا هزینه مناسبی نیز دارند که به کاهش هزینههای یادگیری زبان انگلیسی شما کمک میکنند. اگر شما هم قصد ثبتنام در این کلاسها را دارید کافی است که همین حالا با کارشناسان ما تماس بگیرید تا شما را راهنمایی کنند.
سوالات متداول
چرا باید اصطلاحات محاورهای انگلیسی را یاد بگیریم؟
یادگیری این اصطلاحات به شما کمک میکند مکالمات طبیعیتر و بومیگونه داشته باشید و بهتر فیلمها، سریالها و مکالمات روزمره را درک کنید.
اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی در کجا بیشتر کاربرد دارند؟
اغلب در مکالمات دوستانه، چتها، فیلمها و محیطهای کاری غیررسمی کاربرد دارند و در متون رسمی کمتر استفاده میشوند.
آیا اصطلاحات پرکاربرد در زبان انگلیسی در آزمونهای زبان مفید هستند؟
بیشتر برای مهارت مکالمه و شنیداری مفید هستند، اما آگاهی از آنها در بخش نوشتاری و گفتاری هم نمره مثبت دارد.
بیشتر بخوانید:هجده اصطلاح عجیب و غریب از سراسر جهان
بیشتر بخوانید: یادگیری سریع زبان با روش هکرهای زبان
منابع:











