دنیای سینما و فیلمسازی زبان تخصصی و اصطلاحات پشت صحنه فیلم به انگلیسی بسیار زیادی وجود دارد که آشنایی با آنها برای علاقهمندان به سینما و زبانآموزان ضروری است. بسیاری از عبارات کاربردی پشت صحنه فیلمها مانند نقشهای عوامل، فرمانهای فنی دوربین، مراحل نورپردازی، طراحی گریم و فرآیندهای پستولید، در مکالمات عمومی انگلیسی به کار نمیروند و نیازمند یادگیری اختصاصی هستند.
شما با تسلط بر این واژگان در کنار شرکت در کلاس زبان میتوانید علاوه بر تقویت مهارتهای زبانی، ساختار اجرایی پروژههای سینمایی بینالمللی را بهتر درک کنید، پشت صحنه مصاحبهها و مستندهای سینمایی را بدون ابهام تماشا نمایید و با اصطلاحات حرفهای محیط کار آشنا شوید.
در این راهنمای جامع، کاربردیترین اصطلاحات پشت صحنه فیلم به زبان انگلیسی را همراه با معنی دقیق فارسی، تفاوتهای کلیدی واژگان مشابه و مثالهای واقعی بررسی میکنید تا بتوانید این مفاهیم را بهدرستی در مکالمات تخصصی و متون سینمایی به کار ببرید.
تفاوت Behind the scenes، Backstage و On set در اصطلاحات سینمایی
اگر به حوزه فیلمسازی علاقهمند هستید، احتمالا با سه اصطلاح Behind the scenes، Backstage و On set مواجه شدهاید، اما آیا میدانید این سه عبارت چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟ در بررسی اصطلاحات پشت صحنه فیلم به انگلیسی باید بدانید اصطلاح Behind the scenes (پشت صحنه) اصطلاحی عمومی است و به تمام فعالیتهایی اشاره دارد که خارج از قاب دوربین و پشت دور از دید تماشاگران انجام میشود. از طراحی صحنه و نورپردازی تا تدوین نهایی فیلم. به عنوان مثال:
The documentary shows the behind the scenes of a major Hollywood production.
این مستند، پشت صحنه یک فیلمسازی بزرگ هالیوودی را نشان میدهد.
یکی از رایجترین اصطلاحات فیلم و سینما به انگلیسی Backstage است که به معنای پشت صحنه به انگلیسی خواهد بود. اصطلاح Backstage (پشت صحنه/پشت پرده) بیشتر در تئاتر و اجراهای زنده کاربرد دارد و به فضای پشت صحنه در سالنهای نمایش اشاره میکند. برای مثال:
The actors waited backstage before the show started.
بازیگران پیش از شروع نمایش، پشت صحنه منتظر ماندند.
اصطلاح On set (روی صحنه/در لوکیشن فیلمبرداری) مختص دنیای سینما و تلویزیون است و به محل اصلی فیلمبرداری اشاره دارد. به عنوان مثال:
The director made everyone quiet on set.
کارگردان از همه خواست در محل فیلمبرداری سکوت کنند.

اصطلاحات انگلیسی عوامل و نقشهای کلیدی پشت صحنه (Crew Members)
شناخت عنوانهای شغلی پشت صحنه، اولین گام برای درک ساختار حرفهای یک پروژه سینمایی است. هر بخش وظایف مشخصی دارد که هماهنگی آنها کیفیت نهایی اثر را تعیین میکند. در ادامه، کلیدیترین اصطلاحات پشت صحنه فیلم به انگلیسی مربوط به عوامل پشت صحنه را همراه با معنی و مثال بررسی میکنیم:
Director (کارگردان): هدایتکننده اصلی بازیگران، زاویه دید هنری و کلیت جریان فیلمبرداری.
The director explained the scene to the main actors before shooting.
کارگردان پیش از فیلمبرداری، صحنه را برای بازیگران اصلی توضیح داد.
Cinematographer / Director of Photography – DP (مدیر فیلمبرداری): مسئول نور، ترکیببندی کادر و تنظیمات دوربین.
The cinematographer chose a dark color palette for the night scenes.
مدیر فیلمبرداری پالت رنگی تیرهای را برای صحنههای شب انتخاب کرد.
Gaffer (سرپرست نورپردازی / نورپرداز ارشد): مسئول ارشد اجرای طرحهای نورپردازی در لوکیشن.
The gaffer adjusted the key lights to eliminate unwanted shadows.
سرپرست نورپردازی نورهای اصلی را برای حذف سایههای اضافی تنظیم کرد.
Grip (عضو گروه فنی تجهیزات و پایههای دوربین): مسئول نصب و جابهجایی تجهیزات حرکتی دوربین و نگهدارندهها.
The grip team installed the heavy crane for the aerial shot.
گروه گریپ، جرثقیل سنگین را برای نمای هوایی نصب کردند.
Boom Operator (صدابردار بوم): شخص مسئول نگهداشتن میکروفون بوم نزدیک بازیگران بدون ورود به کادر.
The boom operator kept the microphone right above the actors’ heads.
صدابردار بوم، میکروفون را دقیقا بالای سر بازیگران نگه داشت.
پس بهتر است حتما این واژههای عوامل پشت صحنه به انگلیسی را نیز بیاموزید.

اصطلاحات تخصصی فیلمبرداری، کادرها و زوایای دوربین (Cinematography & Camera)
در بررسی اصطلاحات پشت صحنه فیلم به انگلیسی باید بدانید در زمان ضبط هر سکانس، کارگردان و گروه فیلمبرداری از اصطلاحات استانداردی برای هدایت کادرها و فرمانهای حرکتی استفاده میکنند. آشنایی با این عبارات به شما کمک میکند تا زبان اجرایی سر صحنه را دقیقتر درک کنید:
Close-up – CU (نمای بسته): کادری که بر چهره بازیگر یا یک شیء خاص تمرکز دارد تا جزئیات و احساسات را برجسته کند.
The camera moved into a close-up to show the actor’s reaction.
دوربین به یک نمای بسته تغییر موقعیت داد تا واکنش بازیگر را نشان دهد.
Wide Shot (نمای باز / دید کلی): نمایی که تمام لوکیشن و موقعیت بازیگران را نسبت به محیط نشان میدهد.
We used a wide shot to capture the vast desert landscape.
ما از یک نمای باز برای ثبت چشمانداز گسترده بیابان استفاده کردیم.
Take (برداشت): هر بار ضبط مداوم یک صحنه از لحظه شروع تا فرمان قطع.
The director was finally satisfied on the fifth take.
کارگردان در نهایت در برداشت پنجم رضایت پیدا کرد.
Panning (حرکت افقی دوربین): چرخش دوربین به چپ یا راست بدون تغییر موقعیت پایه آن.
The cinematographer performed a smooth panning movement across the room.
مدیر فیلمبرداری یک حرکت افقی روان در سرتاسر اتاق انجام داد.
با یادگیری این اصطلاحات زبان انگلیسی میتوانید راحتتر درباره سینما به انگلیسی صحبت کنید.
واژگان و اصطلاحات مربوط به تجهیزات، نورپردازی، گریم و طراحی لباس (Production Gear & Wardrobe)
فضاسازی و کیفیت بصری هر اثر سینمایی به عملکرد دقیق گروههای فنی تجهیزات، گریم و لباس بستگی دارد. این بخشها از اصطلاحات تخصصی مشخصی برای هماهنگی پشت صحنه استفاده میکنند:
Dolly (دالی / چرخ متحرک دوربین): وسیلهای چرخدار روی ریل یا زمین هموار برای ایجاد حرکات نرم دوربین حین ضبط صحنهها.
The cameraman mounted the camera on a dolly for the corridor scene.
فیلمبردار دوربین را برای صحنه راهرو روی دالی نصب کرد.
Key Light (نور اصلی): منبع نور اصلی که برای روشن کردن سوژه و ایجاد کادر اولیه استفاده میشود.
The gaffer repositioned the key light to brighten the subject’s face.
سرپرست نورپردازی جایگاه نور اصلی را برای روشنتر کردن چهره سوژه تغییر داد.
Prosthetics (پروتزهای گریم): قطعات سیلیکونی یا پلیمری برای ساخت گریمهای سهبعدی، زخمها یا تغییر چهره.
The makeup artist spent four hours applying facial prosthetics.
گریمور چهار ساعت زمان صرف اجرای پروتزهای چهره کرد.
Wardrobe Fitting (پرو لباس): فرآیند اندازهگیری و تطبیق لباسها با بازیگران پیش از آغاز فیلمبرداری.
The actors had their final wardrobe fitting this morning.
بازیگران صبح امروز آخرین مرحله پرو لباس خود را انجام دادند.

اصطلاحات انگلیسی مراحل تدوین و پستولید فیلم (Post-Production Terminology)
پس از پایان فیلمبرداری، فرآیند پستولید آغاز میشود که در آن بخشهای تدوین، صداگذاری و جلوههای بصری را تکمیل میکنید. اصطلاحات کلیدی این مرحله عبارتند از:
Rough Cut (نسخه اولیه تدوین): اولین تدوین کامل فیلم که سکانسها را به ترتیب داستانی بدون اصلاحات نهایی نمایش میدهد.
The editor delivered the rough cut to the director for initial feedback.
تدوینگر نسخه اولیه تدوین را برای دریافت بازخورد اولیه به کارگردان تحویل داد.
Color Grading (اصلاح و درجهبندی رنگ): تنظیم تخصصی رنگ و نور برای ایجاد حس و فضای بصری هماهنگ در فیلم.
Color grading gave the sci-fi movie a cold and futuristic look.
اصلاح رنگ، ظاهری سرد و آیندهنگرانه به این فیلم علمیتخیلی بخشید.
Foley (صدابازیگری / افکتهای صوتی طبیعی): بازآفرینی و ضبط صداهای روزمره مانند صدای پا یا برخورد اشیا در استودیو.
The sound team recorded realistic footsteps during the foley session.
گروه صدا در طول جلسه صدابازیگری، صدای واقعی گامها را ضبط کردند.
CGI – Computer-Generated Imagery (تصاویر تولیدشده توسط رایانه): استفاده از گرافیک و مدلهای دیجیتال برای خلق جلوههای ویژه بصری.
The production team used CGI to create the alien creatures.
تیم تولید برای خلق موجودات بیگانه از گرافیک رایانهای استفاده کردند.
دقت کنید که بسیاری از این واژهها را میتوانید در آموزش زبان با سریال نیز بررسی کرده و اقدام به یادگیری آنها کنید.
سخن پایانی
یادگیری اصطلاحات پشت صحنه فیلم به انگلیسی، دید عمیقتری نسبت به فرآیند پیچیده و گروهی فیلمسازی به شما میدهد. مرور مستمر این لغات فنی در کنار تماشای مستندهای سینمایی و خواندن تحلیلهای تخصصی، تسلط شما را بر مکالمات و متون بینالمللی سینما افزایش میدهد. اکنون با شناخت این عبارات میتوانید گفتگوها، گزارشهای تولید و ساختار کاری پروژههای سینمایی را بسیار حرفهایتر و دقیقتر دنبال کنید.
اگر شما هم جز آن دسته از افرادی هستید که قصد یادگیری این اصطلاحات را دارید، پیشنهاد میکنیم حتما در کلاس زبان آموزشگاه ایرانمهر شرکت کنید. در این کلاس زبان میتوانید به بهترین مدرسان و جدیدترین تکنیکهای آموزش زبان انگلیسی دسترسی پیدا کرده و از خدمات ما نهایت بهره را ببرید.
سوالات متداول
اصطلاح Behind the scenes دقیقا به چه معناست؟
این اصطلاح به کلیه مراحل فنی، هنری و فرآیندهای تولیدی خارج از دید مخاطب اشاره دارد.
تفاوت Backstage و On set چیست؟
اصطلاح Backstage مختص پشت صحنه تئاتر و اجراهای زنده است، در حالی که On set به محل ضبط سینمایی و تلویزیونی اطلاق میشود.
نقش اصلی Gaffer در پشت صحنه چیست؟
گفر سرپرست گروه نورپردازی است و تنظیم فنی نورها را طبق نظر مدیر فیلمبرداری انجام میدهد.
وظیفه Boom Operator سر صحنه چیست؟
این شخص مسئول هدایت و نگهداشتن میکروفون بوم نزدیک بازیگران بدون ورود به قاب دوربین است.











