فعل عبارتیCLAM UP(Phrasal Verbs)

تاریخ انتشار :١٢ تير ١٤٠٠ نویسنده :سحر حیدری
امتیازدهی : از 1

معنای جایگزین: قطع کردن صحبت یا امتناع از صحبت کردن

مثال 1:


.The suspect clammed up when the police asked him questions

 

در هنگام پرسش از سوی پلیس، مظنون سکوت اختیار کرد.


.The suspect refused to talk when the police asked him questions

 

وقتی پلیس از مظنون سوال کرد، او از صحبت کردن امتناع کرد.

مثال 2:


من همیشه در اولین قرار ملاقات ساکت می­شوم، زیرا خجالتی و عصبی هستم.


.I always clam up on the first date because I’m shy and nervous

 

من همیشه در اولین قرار ملاقات از صحبت باز می­مانم، زیرا خجالتی و عصبی هستم.


.I always stop talking on the first date because I’m shy and nervous



سحر حیدری


اگر سوالی دارید همین‌جا بپرسید!

comments

برای مشاوره رایگان با شما تماس می‌گیریم

با ثبت ایمیل یا شماره تلفن خود، از مشاوره رایگان کارشناسان ایران‌مهر بهره‌مند شوید.
تعیین وقت مشاوره
برای مشاوره رایگان با شما تماس می‌گیریم

مشاوره رایگان