کدام افعال شبه مودال هستند؟

تاریخ انتشار :٠٨ مهر ١٣٩٩ نویسنده :سینا علیزاده
امتیازدهی : از 2

افعال کمکی شبه مودال

افعال کمکی شبه مودال، یا همان افعال شبه مودال، گروهی از افعال انگلیسی هستند که گاهی کارکرد مودال به خود می ­گیرند؛ بدان معنی که گاهی به جای بیان کامل مفهوم فعلی، در کنار یک فعل معنی­ دار قرار گرفته و حالت خاصی به معنای آن می ­بخشند. مثل افعال مودال اصلی، این دسته افعال نیز زمانی که کارکرد مودال داشته باشند همراه صورت ساده­ ی افعال دیگر استفاده می­ شوند.

منابع دستورزبان انگلیسی توافق جامعی بر فهرست افعال شبه مودال ندارند اما می ­توان چهار فعل dare، need، used to، و ought to را عمده ­ترین و پرکاربرد ترین افعال از این دسته دانست.

فعل­ های dare و need از آن جهت شبه مودال خوانده می ­شوند که به تنهایی و به عنوان فعل اصلی (غیر کمکی) نیز کاربرد دارند و به عنوان فعل اصلی اسم­ ها و مصدرها را به عنوان مفعول می­ پذیرند و نیز برای اشخاص دستوری، زمان­های مختلف و جمع و مفرد صرف می­ شوند. از طرف دیگر ought to و used to نمی ­توانند فعل اصلی باشند؛ بلکه در واقع کلمات ought و used همواره به همراه مصدر با to استفاده می ­شوند (طوری که می­ توان فرض کرد ought to و used to همواره به همراه حالت ساده­ی فعل می ­آیند) و این تفاوت کوچک (حضور to) در ساختار، باعث به شمار آمدن آنها در زمره ­ی افعال شبه مودال می­ گردد.

به عنوان افعال شبه مودال، این کلمات همواره به همراه سایر افعال که نقش اصلی فعلی را در جمله دارند، بکار رفته و همچنین برای سوم شخص مفرد صرف نمی ­شوند (به آنها s سوم شخص اضافه نمی ­شود). شکل گذشته ­ی ساده ندارند و همچنین حالت مصدری (با to یا ing) یا حالت صفت فاعلی (شکل سوم فعل) نمی­ گیرند.

در ادامه هریک از این چهار فعل را دقیق بررسی کرده و خواهیم دید کِی و کجا از آنها به عنوان فعل کمکی مودال استفاده می ­شود.

فعل dare

وقتی dare به عنوان فعل کمکی استفاده می ­شود، معنای داشتن شجاعت، بی ­پروایی یا گستاخی انجام کاری را بیان می­ کند. نباید فراموش کنیم که در کارکرد مودال، افعال صرف نمی ­شوند و برای تمامی نهادها، فقط یک صورت دارند؛

  • “If he dare cross me again, I’ll make sure he pays dearly for it.”
  • اگر جرئت کند که باز با من در بیافتد، مطمئن می ­شوم که بهایش را به خوبی بپردازد!

در کاربرد فعل کمکی، dare اکثرا به وسیله­ ی not منفی می ­شود (خیلی به ندرت حالت کوتاه شده­ی daren’t نیز بکار می ­رود). برای ایجاد حالت سؤالی هم تنها کافیست dare را با نهاد جمله جابجا کنیم. به عنوان نمونه ­هایی از کاربرد مودال dare می توان گفت:

  • “I dare not press the issue any further.”
  • جرئت نمی­ کنم که بیشتر از این بر موضوع پافشاری کنم.
  • “How dare she talk to me like that?”
  • او چطور جسارت می ­کند با من آنطور صحبت کند؟
  • Dare he meddle with the laws of nature?”
  • آیا او جسارت می­کند که در قوانین طبیعت دست برد؟
  • “They daren’t give him a reason to be angry.”
  • جرئت نکردند دلیلی برای عصبانی شدن به او بدهند!

گرچه بجز عبارت اصطلاحی "How dare"، امروزه بسیار به ندرت از این فعل به عنوان فعل کمکی مودال در انگلیسی استفاده می­ گردد.

 

Dare به عنوان فعل اصلی

فعل dare می ­تواند فعل اصلی جمله باشد، در این صورت می­توان آن را به همراه مصدر infinitive (مصدر با to) و یا مشابه حالت قبل با صورت ساده­ ی فعلی دیگر بکار برد (استفاده از to اجباری نیست)؛ مثلا:

  • “I can’t believe he dared (to) stand up to the boss.”
  • باورم نمی ­شود او جرئت کرد در برابر رئیس بایستد!
  • “No one dares (to) question my authority!”
  • هیچکس جرئت نمی­ کند مدیریت مرا زیر سؤال ببرد.

در صورتی که dare فعل اصلی باشد، برخلاف حالت مودال، برای ایجاد ساختار منفی یا سؤالی حتما باید از فعل کمکی do (که در صورت لزوم به شکل does یا did صرف می ­شود) استفاده کرد:

  • Did they dare (to) go through with it?”
  • آیا آنها جرئت کردند آن را پیش ببرند؟
  • “He doesn’t dare (to) argue with the principal.”
  • او جسارت نمی­کند که با ناظم بحث کند.

Dare در حالت فعل اصلی، می ­تواند معنای متفاوت "دعوت به چالش" یا همان "اگه می تونی!" یا "اگر جرئت یا جسارتش را داری" را داشته باشد. در این صورت باید حتما یک مفعول اسمی داشته و به همراه مصدر با to به عنوان مصدر مقصور (infinitive of purpose) استفاده شود. حالت مودال فعل dare نمی ­تواند این معنا را بدهد.

  • “I dare you to ask Suzy on a date.”
  • اگر جسارتش را داری سوزی را به یک قرار دعوت کن.
  • “I’ve never been dared to race someone before.”
  • من هرگز به مسابقه با شخص دیگری دعوت نشده­ ام.

 

فعل need

فعل need به عنوان یک فعل شبه مودال، تقریبا در تمامی موارد برای نفی هرگونه اجبار یا الزام و در ساختار­های منفی بکار می­ رود؛ بدین منظور یا با قید نفی not همراه می ­گردد (معمولا با حالت کوتاه شده­ ی needn’t) یا در کنار سایر عبارات منفی کننده مثل never، no one، nothing و ... قرار می­ گیرد. برای مثال:

  • “No one need know about this.”
  • هیچکس لازم نیست در این­ باره بداند.
  • “He needn’t have called; I told him I would be late.”
  • لازم نبود زنگ بزند؛ گفته بودم که دیر می ­رسم.
  • “You needn’t worry about my grades.”
  • لازم نیست در مورد نمره ­هایم نگران باشید.
  • “Nothing need change simply because my father is no longer here.”
  • هیچی لازم نیست تغییر کند چون پدرم دیگر اینجا نیست.

علاوه بر حالت نفی، در پرسش­هایی مثل مثال ­های زیر، که برای اطلاع از وجود اجبار یا الزام پرسیده می­ شوند نیز از need به عنوان فعل کمکی مودال استفاده می­ گردد.

  • Need we be concerned?”
  • آیا باید نگران باشیم؟
  • Need I go to the market later?”
  • آیا باید بعدا به فروشگاه بروم؟

گرچه امروزه، همانند dare، استفاده از فعل need به عنوان فعل کمکی مودال در انگلیسی روزمره کاهش یافته (به ویژه در انگلیسی آمریکایی) و این کاربرد اکثرا اختصاص به متون یا صحبت­ های رسمی دارد.

 

Need به عنوان فعل اصلی

فعل need در کاربرد فعل اصلی بسیار جاافتاده ­تر است. یعنی معمولا این فعل را در حالت صرف­ شده برای اشخاص (needs) یا زمان­ ها (needed) مشاهده می­ کنیم. برای ایجاد صورت منفی نیز need به همراه فعل کمکی do (با صرف مناسب) بکار می ­رود. به نمونه­ های زیر توجه کنید:

  • “He needs that report by tomorrow.”
  • او آن گزارش را تا فردا لازم دارد!
  • Does she need to know where the house is?”
  • آیا لازم است بداند که خانه کجاست؟
  • “You have plenty of time, so you don’t need to rush.”
  • تو وقت زیادی داری، لازم نیست عجله کنی.
  • “He needed a place to stay, so I offered him one.”
  • او به جایی برای ماندن احتیاج داشت، من هم یکی معرفی کردم.

 

فعل used to

وقتی درباره­ ی مسئله­ ای در گذشته می­ گوییم که دیگربرقرار نیست، می ­توانیم از فعل شبه مودال used to به همراه حالت ساده­ی فعل مربوطه استفاده کنیم، مثلا:

  • “I used to get up early when I lived in New York.”
  • وقتی در نیویورک زندگی می­ کردم، زود از خواب بیدار می­ شدم.
  • “She used to live in Ireland.”
  • او در ایرلند زندگی می­ کرد. (ولی الآن در جای دیگری است!)
  • “We used to be in a band together.”
  • ما با هم در یک گروه موسیقی بودیم.
  • “This watch used to belong to my father.”
  • این ساعت سابقا به پدرم تعلق داشت.

به طور خاص و بر خلاف سایر افعال مودال اصلی و شبه مودال، برای ایجاد ساختار سوالی یا منفی used to، مانند افعال اصلی عمل می­ کنیم و از فعل کمکی do استفاده می­ شود. البته باید توجه داشت که فعل کمکی do احتیاجی به صرف ندارد و با توجه به اینکه در فعل شبه مودال از صورت گذشته ی فعل use اسفاده شده، از فعل کمکی نیز به صورت did (در حلت منفی did not یا didn’t) استفاده می­ کنیم و به دنبال آن مشابه افعال اصلی، فعل used to به use to  (حالت ساده و بدون صرف) تغییر می­ یابد؛ گرچه، به علت حضور to مستقیما بعد از use، تلفظ used to و use to بسیار مشابه است؛ از همین رو، در بسیاری در موارد نویسندگان از همان used to حتی در صورت منفی یا سؤالی استفاده می­ کنند و این مورد به صورت یک غلط مصطلح درآمده است.

برای نمونه:

  • Did you use to live in Manchester?”
  • آیا تو در منچستر زندگی می­ کردی؟
  • “I didn’t use to like coffee.”
  • من سابقا علاقه­ ای به قهوه نداشتم.
  • “She didn’t used to go to the gym every day.”
  • او در گذشته هر روز به باشگاه نمی ­رفت.

 

Use to به عنوان فعل اصلی

البته used to هرگز به عنوان فعل اصلی به کار نمی ­رود اما در بین زبان ­آموزان سردرگمی زیادی بین استفاده از آن به عنوان فعل کمکی مودال و بکار بردن آن در عبارات فعلی be used to و get used to (که به تربیت افعال be و get در آنها فعل اصلی هستند) وجود دارد.

 

عبارت فعلی be used to

وقتی از فعل be به همراه used to و در ادامه یک اسم، عبارت اسمی یا مصدر با ing (همان gerund) استفاده می ­کنیم، در واقع به یک عادت اشاره داریم؛ برای مثال:

  • “I am used to getting up at 7 AM every morning.”
  • من عادت دارم هر روز صبح ساعت 7 بیدار شوم.
  • “She was used to the stress by that point.”
  • تا آن موقع دیگر به اضطراب عادت داشت.

در این حالت، برای ایجاد ساختار منفی از قید not پس از فعل be استفاده و برای ایجاد حالت سوالی فعل be را با نهاد جابجا می ­کنیم:

  • “I am not used to living in the city.”
  • من به زندگی در شهر عادت ندارم.
  • “He wasn’t used to so much work.”
  • او به کار زیاد عادت نداشت.
  • Are you used to living with roommates?”
  • آیا به زندگی با هم­ اتاقی عادت داری؟

 

عبارت فعلی be used to

این عبارت معنای اندک متفاوتی با be used to دارد و به جای "عادت داشتن"، به معنای "عادت کردن" و "خو گرفتن" است؛ تا جایی که در نوشتار و گفتار رسمی ­تر، به جای عبارت get used to از become used to استفاده می ­شود. گرچه در انگلیسی روزمره get used to کاملا پذیرفته و پر کاربرد است. از این عبارت فعلی در حالت استمراری و به معنی فرآیند تدریجی آشنایی با یا عادت کردن به موضوعی نیز می ­توان بهره برد.

  •  “I am getting used to living in the city.”
  • دارم به زندگی در شهر عادت می­ کنم.
  • “He is getting used to public speaking.
  • او دارد به صحبت در عموم عادت می ­کند.

از get used to در زمان گذشته (got used to) نیز استفاده می­ شود اما این کاربرد معمولا برای بیان عدم خو گرفتن با مسئله ­ای در گذشته بوده و با قالب منفی (didn’t get، never got و ...) همراه است.

  • “She never got used to the silence of the countryside.”
  • او هرگز به سکوت حومه­ ی شهر عادت نکرد.

اغلب get used to را به همراه افعال مودال دیگر چون could (برای بیان احتمال)، will (برای ایجاد ساختار آینده) و یا cannot (برای بیان عدم احتمال یا عدم توانایی) استفاده می­ کنیم؛ برای نمونه:

  • “I can’t get used to working so many hours. I am so tired.”
  • نمی ­توانم به این همه ساعت کاری عادت کنم. خیلی خسته ­ام.
  • “I could get used to doing nothing all day.”
  • ممکن است به انجام ندادن هیچ کاری در روز عادت کنم.
  • “I will never get used to these cramped conditions.”
  • هرگز به این شرایط محدود عادت نخواهم کرد.

 

فعل ought to

این فعل از آن رو شبه مودال به حساب می­ آید که همانند used to، به علت داشت to همواره فعلی که بعد از آن بکار می­رود در حالت ساده خواهد بود. Ought to معمولا هم معنی should در نظر گرفته می­ شود چون بار معنایی پیشنهادی و ترجیحی دارد و برای بیان ارجحیت، صحت، لزوم یا در مواردی احتمال نسبتا بالای یک امر بکار می­رود. از این فعل برای بیان نظرات یا در حالت سوالی برای درخواست نظر دیگران نیز استفاده می­ گردد؛ برای مثال:

  •  “With the cost of airfares so high, in-flight meals ought to be free.”
  • با قیمت بالای مسافرت هوایی، خوراکی­ها و وعده­های حین پرواز باید مجانی باشند.
  • “We ought to arrive in the evening.”
  • احتمال زیاد امشب به مقصد می ­رسیم.
  • “I think we ought to turn back.”
  • فکر می­ کنم باید برگردیم.
  • “You ought to see the Grand Canyon someday.”
  • باید یک روز گرند کنیون را ببینی.

برای ایجاد ساختار منفی، از قید not بین ought و to استفاده می­ شود (با حالت کوتاه شده­ی oughtn’t)؛ گاهی در این حالت، to را حذف می ­کنند.

  • “You ought not to read in such dim light.”
  • نباید در چنین نور کمی مطالعه کنی!
  • “We oughtn’t leave the house; it isn’t safe.”
  • نباید خانه را ترک کنیم؛ اینجا امن نیست.

برای ایجاد ساختار سؤالی نیز تنها لازم است ought را با نهاد جمله جابجا کنیم. گاهی در حالت سوالی هم to را حذف می­ کنند - گرچه از نظر دستوری این کار آنقدرها هم درست نیست!

  • Ought we find someplace to eat?”
  • بهتر نیست جایی برای خوردن غذا پیدا کنیم؟
  • Oughtn’t she study for her exam?”
  • آیا او نباید برای امتحانش مطالعه کند؟
  • Ought they to be more worried about the storm?”
  • نباید در مورد طوفان کمی بیشتر نگران باشند؟
  • Ought not he to finish his homework first?”
  • بهتر نیست او نخست تکالیفش را تمام کند؟

Ought to نیز امروزه کاربرد بسیار محدودی نسبت به should دارد و به خصوص در انگلیسی آمریکایی، به ندرت و تنها در نوشته­ ها یا صحبت­های رسمی مشاهده می­ شود.

Quiz:


سینا علیزاده
من سینا علیزاده هستم. مدرس زبان انگلیسی و دانشجوی کارشناسی ارشد. نوشتن همیشه مورد علاقه ام بوده و دست به قلم خوبی، هم به فارسی و هم به انگلیسی دارم. بخاطر همین، مجموع علاقه ها و شغلم رو کنار هم گذاشتم و به نوشتن محتوا و مقالات آموزش زبان مشغول شدم. واقعا امیدوارم از مطالعه ی محتوا های من، هم یاد بگیرید و هم لذت ببرید.


اگر سوالی دارید همین‌جا بپرسید!

comments

برای مشاوره رایگان با شما تماس می‌گیریم

با ثبت ایمیل یا شماره تلفن خود، از مشاوره رایگان کارشناسان ایران‌مهر بهره‌مند شوید.
تعیین وقت مشاوره
برای مشاوره رایگان با شما تماس می‌گیریم

مشاوره رایگان