ابرمقاله اصطلاحات(idiom) زبان انگلیسی _ قسمت دوم

تاریخ انتشار :٢٩ بهمن ١٣٩٧ نویسنده :تحریریه ایرانمهر

بدون اتلاف وقت و حرف های اضافه و تکراری به سراغ ادامه اصطلاحات به زبان انگلیسی می رویم. تا به حال از اصطلاحاتی که به شما گفتیم، چند مورد را یاد گرفتید و در مکالمات روزمره از آن ها استفاده کردید؟

در انتها، 100 اصطلاح به زبان انگلیسی یاد خواهید گرفت.

پس با ما همراه باشید 😊

To be closefisted

کسی که نمی خواهد پول خرج کند. معنی این کلمه شبیه stingy است.

.Carl is so closefisted, he won’t  even buy snacks for the Christmas party”

To go Dutch

وقتی در رستوران هر کسی پول غذای خودش را پرداخت کند. در زبان فارسی می گوییم «هر کس دنگ خودش را بدهد».

.We had a date last night and we went  Dutch. I paid for my coffee and she paid for her salad”

Shell out money/to  fork over money

پرداخت هزینه برای چیزی که اغلب زیاد است. (و پوست آدم برای پرداخت آن کنده می شود)

.I wish I didn’t buy that new car now that  I’m shelling out $1,000 a month in payments”

.She had to fork over a lot of money for traffic  fines last month”

Midas touch

کسب درآمد آسان: این اصطلاحات از داستان «پادشاه میداس» (King Midas) برگرفته شده است. این پادشاه هر چیزی را که لمس می کرد به طلا تبدیل می شد.

.Jane really  has the Midas touch. Every business she starts becomes very successful”

In the  red/In the black

وقتی دخل و خرجتان با هم هماهنگ نباشد. یعنی بیشتر از چیزی که درآمد دارید خرج کنید.

.I’m in the  red this month after paying that speeding ticket. I’ll need to find some  work over the weekend for extra money”

متضاد in the red، عبارت in the  black است، به این معنی که درآمدتان از میزان خرجتان بیشتر باشد.

.After working  a couple of small jobs over the weekend, I earned an extra $500 and am back in  the black

Receive  a kickback

دریافت پول غیرقانونی/ دریافت رشوه

.The police  chief was arrested after the news reported he was receiving kickbacks from  criminals to ignore certain crimes”

.The traffic cop receives  kickbacks for not writing tickets to politicians”

Living  hand to mouth

زندگی کردن بدون پول زیاد، در زبان فارسی اصطلاح «بخور و نمیر» برای این شرایط استفاده می شود.

.The family has  been living hand to mouth ever since their father lost his job”

To be  loaded

مرفه بودن، پول زیاد داشتن

.Billy paid his  Harvard Law School tuition with cash. His family is loaded

Make ends meet

به دست آوردن پولی که برای پرداخت قبوض و خرید غذا لازم است.

.I don’t make  much from my job as a cashier, but I’m able to make ends meet. I always  have enough money for rent and groceries”

As  genuine as a three-dollar bill

اصطلاحی آمریکایی که به صورت طعنه آمیز به معنی این است که چیزی فِیک است و حقیقی و واقعی نیست.

وقتی چیزی اصل است، به این معنی است که واقعی است. اما در آمریکا چیزی که اصل است ارزان نیست و اگر قیمت چیزی سه دلار بود، احتمال اصل و با کیفیت بودن آن کم است.

برای مثال، نقاشی «مونا لیزا» در موزه لوور پاریس (the Louvre Museum in Paris) قرار دارد. اگر در مغازه ای عکسی از «مونا لیزا» را دیدید، بدانید اصل نیست و کپی نقاشی اصلی است. به این معنی که نسخه ای از نقاشی که در مغازه دیدید، ارزشی ندارد (as genuine as a three-dollar bill).

That man tried to  sell me a Lamborghini from 1953. He said it was the first Lamborghini model  ever made but the company didn’t exist until 10 years later. His car was as  genuine as a three-dollar bill

اصطلاحات با  اعضای بدن

Rule of  thumb

آیا انگشت شست می تواند حکمرانی کند؟ اگر منطقی به آن نگاه کنید، مطلقا معنی ندارد. اگر شنیدید کسی اصطلاح as a rule of thumb را به کار برد یعنی قانون نانوشته ای برای هر چیزی که می گوید وجود دارد.

اصطلاح rules of thumb مبنای علمی یا تحقیقی ندارد و فقط قواعد و اصول کلی هستند. برای مثال، هیچ قانون علمی وجود ندارد که شما باید هنگام طبخ پاستا به آب آن روغن اضافه کنید، بلکه این مسئله rule of  thumb است و مردم زیادی آن را امتحان کردند و می دانند ریختن روغن در آب باعث می شود رشته های پاستا به کف ظرف نچسبد.

.As a rule  of thumb you should always pay for your date’s dinner”

!Why? There’s no  rule stating that”

.Yes, but it’s what  all gentlemen do”

Keep  your chin up

با دوستتان دعوای بدی داشته اید؟ در امتحان نهایی زبان انگلیسی رد شده اید؟ تیم مورد علاقه تان بازی آخرش را از دست داده است؟ شغلتان را از دست داده اید؟

اگر جوابتان به هر کدام از این سوال ها «بله» است، احتمالا ناراحت و ناامید و دپرس هستید، نه؟

در این مواقع، دوستی که همیشه حامی شماست می گوید .keep  your chin up این جمله نشانه همدردی و حمایت از شماست و در واقع روشی برای گفتن این جمله است که «قوی باش، تمام این ها می گذرد. اجازه نده هر چیزی تا این حد روی تو تاثیر منفی و بد بگذارد!»

?Hey, Keiren,  have you had any luck finding work yet”

!No, nothing, it’s  really depressing, there’s nothing out there”

.Don’t worry, you’ll  find something soon, keep your chin up buddy and don’t stress”

Find  your feet

آیا ممکن است کسی پاهایش را گم کند؟ هرگز! پاها به بدن متصل هستند و قرار نیست روزی گم شوند. پس این عبارت به چه معنی است؟

اگر در شرایط جدیدی قرار گرفتید یا مثلا به کشور دیگری رفتید و قرار است آنجا زندگی کنید، باید به خیلی چیزها عادت کنید و در واقع با شرایط منطبق شوید و خو بگیرید. در این موقعیت است که باید بگویید «دارم جا گیر می شم و عادت می کنم!»

?Lee, how’s  your son doing in America”

.He’s doing okay.  He’s learned where the college is but is still finding his feet with  everything else. I guess it’ll take time for him to get used to it all”

اصطلاحات درباره  غذاها

Spice  things up

این عبارت به معنی هیجان انگیزتر کردن چیزی یا داستانی یا صحبتی است.

.Instead of  just buying Sam a birthday gift, let’s spice things up by taking him out  for dinner”

A piece  of cake

 «یک تکه کیک» (a piece of cake) به کار یا وظیفه ای اشاره دارد که انجام دادن آن ساده است.

.I expected the  English test to be difficult but it was a piece of cake

Cool as  a cucumber

خیار طعم تازه ای دارد و به شما حس خنکی و تازگی می دهد. بنابراین اگر شما cool as a cucumber هستید، در واقع شخصیتی آرام و ریلکس دارید.

.My friend is  nervous about taking his driving test but I’m cool as a cucumber

Couch  potato

اصطلاح couch potato به کسی اشاره دارد که ساعت های زیادی را روی مبل لم می دهد و تلویزیون نگاه می کند.

.After my uncle  retired from his job, he became a couch potato

Bring  home the bacon

کسب درآمد و خرج و مخارج خانواده را تأمین کردن

.Ever since her  father was injured, she’s been working two jobs to bring home the bacon

In hot  water

وقتی کسی in hot water هست، یعنی در وضعیت بد یا سختی قرار دارد.

.My brother is in  hot water for failing all his college classes”

Compare  apples and oranges

سیب و پرتقال خیلی با هم فرق دارند و طعم و شکل هر دو با هم متفاوت است. خیلی سخت است که این دو میوه را با هم مقایسه کنید. به همین دلیل، عبارت compare apples and oranges برای مقایسه دو شی کاملا بی ربط به کار می رود.

.I’m not sure  which I enjoy more—pottery or dancing. It’s like comparing apples and  oranges

Not one’s  cup of tea

اگر برای چیزی از عبارت not your cup of tea استفاده شود، در واقع کاری است که هیچ علاقه ای به آن ندارید، از انجام آن لذت نمی برید یا حتی نمی خواهید و نمی توانید آن را به درستی انجام بدهید.

.Camping is  really not my cup of tea so I’m going to visit my friend in New York  instead”

Eat  like a bird

یک پرنده چقدر می تواند غذا بخورد؟ خیلی زیاد نیست، درست است؟ اگر برای کسی این عبارت را به کار ببریم یعنی کم اشتهاست و غذای زیادی نمی خورد.

.Don’t trouble  yourself cooking such a big meal. I eat like a bird

Eat  like a horse

حال، اسب را با یک پرنده مقایسه کنید. اسب به مقدار زیادی غذا در طول روز احتیاج دارد و اشتهای زیادی هم دارد. وقتی این عبارت را به کار می برید یعنی کسی مقدار زیادی غذا می خورد.

.My mother has  to cook a lot of food when my brother comes to visit. He eats like a horse

Butter  [someone] up

وقتی از کسی بیش از حد تعریف کنید یا درباره او تملق و چاپلوسی کنید تا نظر و رضایت او را جلب کنید. این عبارت به دو شکل butter [someone]  up و butter up [someone] نوشته می شود.

.Everyone seems  to be trying to butter up the new boss hoping to become her favorite”

Food  for thought

این عبارت به چیزی اشاره دارد که ارزش فکر کردن و توجه کردن دارد.

.Moving to  another state is food for thought for many of those affected by the  recent hurricanes in Texas and Florida”

Make a mountain out  of a molehill

اغراق درباره شدت یک وضعیت یا شرایط. در زبان فارسی اصطلاح «از کاه کوه ساختن» معادل همین عبارت است.

.She shouted at him angrily for being five  minutes late, but it really didn’t matter that much. She really made a  mountain out of a molehill

Gain ground

مشهور شدن، پیشرفت کردن

“As Airbnb gains ground in many  cities all over the world, many locals complain that they can no longer find a  place to live. Landlords would rather rent their places out to tourists and  earn more money

Walking on air

هیجان زده و خوشحال. اصطلاحات دیگری از جمله  “over the moon”، “on cloud nine”، “in seventh heaven” و “in good spirits” عبارات پیشرفته تری هستند که می توانید در مکالمات روزمره و هنگام صحبت کردن درباره شادی از آن ها استفاده کنید.

.She’s been walking on air since she  found out that she’s pregnant”

 Many moons ago

مدت ها پیش

.Many moons ago, we used to be two  very close friends. Now we’ve gone separate ways and lost contact”

Castle in the sky

رویا، افکار پوچ و آرزو درباره زندگی کسی که احتمال محقق شدن آن کم است.

.World traveling used to be a castle in  the sky for most people a few decades ago, but with cheap flight tickets  and the global use of English, many youngsters are living that dream”

Down to earth

عملی و معقول

.It’s a stereotype, but Dutch people are  known for being down to earth

Salt of the earth

صادق و درستکار

.My father is the salt of the earth.  He works hard and always helps people who are in need”

The tip of the  iceberg

بخش کوچکی از یک مسئله بزرگ تر

.Exceptionally long drought periods are  just the tip of the iceberg when it comes to the global impact of  climate change”

Break the ice

تلاش برای دوست شدن با کسی

.He made a weather joke to break the ice

Sell ice to Eskimos

توانایی فروش هر چیزی به هر کسی؛ متقاعد کردن مردم برای اینکه خلاف منافعشان عمل کنند یا چیزی غیرضروری یا بی ارزش را قبول کنند.

«اسکیمو» ها افرادی بومی هستند که در مناطق بسیار سرد و برفی زندگی می کنند. آن ها نیازی به یخ ندارند، چون تمام قطب شمال و جنوب را یخ فرا گرفته است! اگر بتوانید به آن ها یخ بفروشید، هر چیز دیگری را هم می توانید به هر کسی بفروشید.

اگرچه مهم است این اصطلاح رایج را بشناسید، حواستان باشد استفاده از کلمه «اسکیمو» به نظر بسیاری افراد زشت و بی ادبانه است.

.He’s a gifted  salesman, he could sell ice to Eskimos

Bury  your head in the sand

تلاش برای نادیده گرفتن موضوع یا شرایطی خاص و تظاهر به اینکه وجود ندارد. در زبان فارسی اصطلاح «سرش را مثل کبک در برف کرده است» معادل همین عبارت است.

?Stop burying  your head in the sand. You haven’t been happy with him for years, why are  you staying together”

Let the  dust settle

آرام کردن شرایط و برگرداندن آن به حالت طبیعی بعد از اینکه اتفاقی هیجان انگیز یا غیرعادی افتاده است.

.You just had  big news yesterday, let the dust settle and don’t make any decisions  yet”

Clear  as mud

غیرشفاف، غیرقابل تشخیص، غیرواضح

.He’s a great  scientist, but I find his explanation of bacteria and microbes as clear as  mud

As cold  as stone

سرد و بی احساس

.In the  Victorian times, many women were told to suppress their feelings and, thus,  appeared as cold as stone

Between a rock and a hard place

در شرایط سخت قرار گرفتن، انتخاب بین دو گزینه که باب میل نیست. در زبان فارسی اصطلاح «انتخاب بین بد و بدتر» معادل همین عبارت است.

عبارات دیگر مثل the lesser of two evils،between the devil  and the deep blue sea،between Scylla and Charybdis و  Hobson’s choice and Catch-22 هم به همین معنی است.

.I can  understand why she couldn’t make up her mind about what to do. She’s really between  a rock and a hard place

Nip something in the bud

جلوگیری از بدتر شدن شرایط با اقدامات زودهنگام و در مراحل اولیه؛ چیزی را در نطفه خفه کردن

.When the kid  shows the first signs of misbehaving, you should nip that bad behavior in  the bud

Barking up the wrong tree

انجام کاری که نتیجه دلخواهتان را به شما نمی دهد.

.If you think  she’s going to lend you money, you’re barking up the wrong tree. She  never lends anyone anything”

Out of the woods

شرایطی که همچنان سخت است اما در حال بهبود و بهتر شدن است. سخت ترین قسمت چیزی گذشته است.

.The surgery  went very well and he just needs to recover now, so he’s officially out of  the woods

Can’t see the forest for the trees

عدم توجه و دیدن مسائل مهم به دلیل تمرکز روی مسائل پیش پا افتاده یا توجه بیش از حد به جزئیات

.He’s worried  because the flowers haven’t all arrived, but everyone says the wedding has been  perfect and beautiful. He just can’t see the forest for the trees

To hold out an olive branch

پیشنهاد صلح (به رقیب یا دشمن)

.After years of  rivalry with her cousin, she decided to hold out an olive branch and go  have fun together”

Beat around the bush

حاشیه رفتن، زمان زیادی را برای رسیدن به موضوع اصلی تلف کردن چون می دانید صحبتتان خجالت آور است و بیان آن درست نیست.

.I don’t have  much time, so stop beating around the bush and tell me what actually  happened”

دفعه بعد که در حال تماشای فیلمی به زبان انگلیسی بودید، یک دفتر همراهتان باشد تا عبارات و اصطلاحات خنده دار را یادداشت کنید و بعدا معنای آن ها را بخوانید و یاد بگیرید.

هر چه بیشتر و بهتر بتوانید از اصطلاحات انگلیسی استفاده کنید، به سلیس و روان صحبت کردن به زبان انگلیسی نزدیک تر می شوید.

امتیازدهی :


تحریریه ایرانمهر


اگر سوالی دارید همین‌جا بپرسید!

comments

برای مشاوره رایگان با شما تماس می‌گیریم

با ثبت ایمیل یا شماره تلفن خود، از مشاوره رایگان کارشناسان ایران‌مهر بهره‌مند شوید.
تعیین وقت مشاوره
برای مشاوره رایگان با شما تماس می‌گیریم

مشاوره رایگان