کلمات مشابه در زبان انگلیسی و راه های تشخیص آن ها

تاریخ انتشار :١٧ دي ١٣٩٧

کلمات شبیه در زبان انگلیسی و راه  های تشخیص آن ها

در خانواده یا اقوام شما دو قلویی وجود دارد؟

دوستانی دارید که دوقلوهای همسان باشند؟

حتی شاید خودتان برادر یا خواهر دوقلو داشته باشید!

دوقلوها برادران و خواهرانی هستند که در یک زمان متولد شده اند.

اگر همسان باشند، از نظر ظاهری کاملا شبیه هم هستند، اما خصوصیات و شخصیتشان کاملا با هم فرق دارد.

به نظر من والدینشان با توجه به همین تفاوت های شخصیتی آن ها را از هم تشخیص می دهند.

دوقلوهایی هم هستند که از نظر ظاهری شبیه نیستند اما خصوصیات و ویژگی هایشان به هم شبیه است.

جالب است، نه؟

جالب تر این است که در زبان انگلیسی هم بعضی کلمات دوقلو هستند.

برای مثال مترادف ها کلماتی هستند که معنی آن ها بسیار به هم شبیه هستند، اما کاربرد و استفاده آن ها کمی متفاوت است. پس به جای اینکه طبق عادت همیشگی از کلمه delicious برای طعم خوب یک پیتزا استفاده کنید، مترادف های آن یعنی yummy، tasty یا mouthwatering را به کار ببرید تا به گفتارتان رنگ و لعاب بدهید.

علاوه بر مترادف ها، کلماتی هستند که املا و تلفظ یکسان، اما معنی متفاوت دارند (homonyms)، کلماتی هستند که تلفظ یکسان، اما املا و کاربرد متفاوت دارند (homophones) و کلماتی هم هستند که املای یکسان اما تلفظ و معنی متفاوت دارند (homographs).

با وجود این حجم از کلمات مشابه، اوضاع کمی گیج کننده می شود!

سوالی که مطرح می شود این است که چطور باید این کلمات مشابه را یاد گرفت و در متن به درستی از آن ها استفاده کرد؟

با ما همراه باشید تا به شما بگوییم😊


نکات سریع برای تفکیک کلمات شبیه به هم

به استفاده از فرهنگ لغت یا فرهنگ جامع لغات عادت کنید


در یادگیری زبان، فرهنگ لغت و فرهنگ جامع لغات بهترین دوست های شما هستند. هروقت از معنی کلمه ای مطمئن نبودید، معنی آن را در یک فرهنگ لغت چک کنید.

یادتان باشد، یک کلمه می تواند معانی و کاربردهای مختلفی داشته باشد. یک دیکشنری با کیفیت یا یک اپلیکیشن، تمام معانی یک کلمه و مثال آن ها در جملات مختلف را لیست می کند تا راحت تر به آن ها دسترسی داشته باشید. فرهنگ جامع لغات (Thesaurus) (که مترادف های هر کلمه را هم لیست می کند)، می تواند به تشخیص کلمات با معانی شبیه به هم کمکتان کند.

بهتر از آن این است که از فرهنگ جامع تصویری استفاده کنید و نقشه کلمات را ببینید تا بتوانید کلمات شبیه را بهتر و راحت تر یاد بگیرید.

روی نقشه کلمات، هر چه دو کلمه از هم دورتر باشند، تفاوت آن ها بیشتر است. عناصر تصویری باعث می شود کلمات و مترادف های آن ها بیشتر در خاطرتان بماند. حتی می توانید کلمات شبیه را در زبان های مختلف جستجو کنید!

برای خودتان سرنخ بسازید

کلمات شبیه در انگلیسی، می توانند خیلی گیج کننده باشند، اما شما می توانید با ساختن سرنخ ها و تصاویری در ذهنتان به خودتان کمک کنید و بفهمید هر کلمه دقیقا کدام است.

تصویری در ذهنتان بسازید که برایتان آشناست (یک شخص، شی یا اتفاق یا هر چیزی!) و آن را به کلمه ربط بدهید. به این ترتیب وقتی کلمه ای را دوباره ببینید، آن سرنخ یا راهنما به طور خودکار در ذهنتان یادآوری می شود و می توانید تفاوت آن ها را تشخیص بدهید.

در فهرست کلماتی که در ادامه به شما می گوییم، چند نمونه از این سرنخ ها را هم به شما یاد می دهیم.

برای یادگیری و محک زدن خودتان از فلش کارت استفاده کنید

راه های بسیار زیادی وجود دارند که می توانید از فلش کارت ها به عنوان ابزار یادگیری و تقویت حافظه استفاده کنید. کلمه را یک طرف کارت و معنی آن را در طرف دیگر بنویسید و از آن برای محک زدن خودتان استفاده کنید.

فلش کارت ها ابزاری هستند که خیلی راحت می توانید آن ها را با خود همراه داشته باشید، بنابراین می توانید در اوقات فراغت از آن ها استفاده کنید. بهتر از این، می توانید از فلش کارت های آنلاین برای یادگیری و تمرین استفاده کنید.

روی یادگیری کلمات جدید در متن تمرکز کنید

اگر فقط کلمات و معنی آن ها را یاد بگیرید، خیلی زود اوضاع به هم می ریزد و گیج کننده می شود.

برای مثال، معنی دو کلمه rob و steal در دیکشنری به صورت زیر آمده است:

Rob: “to take personal property from [someone] by violence or threat”

Steal: “to take the property of another wrongfully”

بسیار خوب، این دو معنی تقریبا شبیه هم هستند! برای اینکه یاد بگیرید بومیان انگلیسی زبان چطور از این کلمات در جملات استفاده می کنند، باید آن ها را در جمله های واقعی بشنوید (البته امیدواریم وقتی این جمله را نشنوید که واقعا از شما دزدی شده باشد).

کلمات انگلیسی که هم املا و تلفظ آن ها یکی است. می توانید  تفاوت آن ها را بیان کنید؟

کلماتی که هم املا و هم تلفظ آن ها شبیه هم است، می توانند خیلی گیج کننده باشند، موافقید؟ اما نگران نباشید! وقتی یک بار تفاوت آن ها را بفهمید و زیاد تمرین کنید، به اندازه کافی اعتماد به نفس پیدا می کنید تا از آن ها استفاده کنید.

برای بعضی کلمات که در ادامه آمده است، من سرنخ های خودم را هم به شما می گویم تا تفاوت کلمات را بفهمید. برای بقیه کلمات، این چالش بر عهده خودتان است تا سرنخ های مخصوص به خودتان را بسازید!

کلماتی با املا/تلفظ  مشابه اما  معانی مختلف 

Coarse/Course

Coarse: (adjective) texture that feels rough, not smooth

زبر، زمخت

?Is the texture of the jacket you’re wearing smooth or coarse

Course: (noun) a series of classes you take to learn about a certain subject

دوره آموزشی

سرنخ:

حرف “u” در کلمه course را به این شکل در نظر بگیرید که شما (you) در دوره ای شرکت می کنید.

?Are you currently taking a course to improve your English

Race/Raise

Race: (verb) compete in a contest of speed, like running or cycling

مسابقه دادن، رقابت کردن (مثل دویدن یا دوچرخه سواری کردن)

My neighbor’s children love to race each other home from school

این کلمه می تواند به عنوان مسابقه سرعت هم ترجمه شود.

?Which runner won the race this afternoon

Raise: (verb) lift up something like your hand or a flag

بالا بردن، بلند کردن (مثل بلند کردن کیف یا بالا بردن پرچم)

سرنخ: 

تصور کنید حرف “i” کسی است که دستش را بلند کرده یا بالا برده است.

!If you want some ice cream, raise your hand now before I finish the whole tub

Bear/Bare

Bear: (verb) produce results or fruit

محصول دادن، میوه دادن، نتیجه گرفتن

.I hope this tree will bear more apples next year

Bare: (verb) expose or show

آشکار کردن، عریان

.When I opened the door, his dog ran up and started to bare  its teeth at me


Desert/Dessert

Desert: (noun) a hot, dry land with little rain and few plants or people

مکان بی آب و علف و خالی از سکنه (مثلا صحرا، بیابان)

?If you had to go to the desert for three days, how much water would you bring

Dessert: (noun) a sweet dish served at the end of a meal (for example, cake or ice cream)

دسر، شیرینی بعد از غذا (مثلا بستنی یا کیک)

Maybe we should have chocolate ice cream for dessert

سرنخ:

دو حرف s در کلمه dessert را مخففی برای عبارت sweet serving (خوردنی شیرین) در نظر بگیرید.

Break/Brake

Break: (verb) separate something into pieces or cause it to stop working—usually after dropping or misusing it

شکستن، خورد کردن

.Please don’t break those expensive Italian vases

Brake: (verb) slow down or come to a stop

کم کردن سرعت، ایستادن

.You should brake your car when you see someone crossing the street

Price/Prize

Price: (noun) the money you pay for something

هزینه ای که باید برای چیزی بپردازید

.I didn’t buy it because the price was too high

Prize: (noun) something offered to winners of a contest or competition

جایزه، پاداش

.If you want to win the first prize, you must practice harder

Lose/Loose

Lose: (verb) suffer a loss or fail to keep something in your possession

از دست دادن، گم کردن

Please don’t lose these keys or you won’t be able to get into the apartment.

Loose: (adjective) not tightly fitted

شل، گشاد

She’s much thinner now and her clothes have become far too loose for her.

سرنخ: 

اغلب مردم هنگام صحبت کردن و به خصوص موقع نگارش، به جای loose از کلمه lose استفاده می کنند. برای اینکه کلمه درست را انتخاب کنید، به این فکر کنید که کلمه loose با دو o پهن تر و کشیده تر از lose است و فضای اضافی را نشان می دهد، و می توانید برای شل و ول یا گشاد بودن لباس از آن استفاده کنید.

Plain/Plane/Plan

Plain: (adjective) ordinary, not decorated

ساده، بدون تشریفات

.This dress is too plain. I prefer something with a floral print

Plane: (noun) short for airplane

کوتاه شده کلمه airplane یعنی هواپیما

?How long will the journey take by plane

Plan: (noun) a detailed program of action

طرح، برنامه، نقشه (با جزئیات دقیق)

.My plan is to stay longer in places that are less often visited by tourists

کلماتی با معنی یکسان مشابه و املا  و تلفظ متفاوت

Cut/Chop

Cut: (verb) divide something into pieces with a knife or scissors

بریدن یا قسمت کردن با قیچی یا چاقو

.Let’s not cut the cake until everyone gets here

Chop: (verb) cut into many small pieces with repeated strokes of a knife

تکه تکه کردن، بریدن، خورد کردن (با ضربات مداوم و تکراری چاقو)

.You have to chop the garlic finely before you add it to the pan

Rob/Steal

Rob: (verb) take something away from someone by force

دزدی کردن، چیزی را به زور از کسی گرفتن

.Someone tried to rob him while he was walking home late last night

Steal: (verb) take something away illegally or without permission

چیزی را غیرقانونی یا بدون اجازه از کسی گرفتن، دزدی کردن، غصب کردن

?If I accidentally leave my phone in the park, will someone steal it

سرنخ:

همانطور که قبلا گفته شد، معنی این دو کلمه بسیار به هم شبیه هستند. با این حال، انگلیسی زبان ها از این دو کلمه به طور متفاوتی استفاده می کنند.

کلمه rob به یک اتفاق اشاره می کند، که معمولا با خشم همراه است. برای مثال، اگر کسی شما را در خیابان غافلگیر کرد، اسلحه ای را به سمت شما نشانه گرفت و از شما کیف پولتان را خواست، باید rob را استفاده کنید.

در مقابل، steal معمولا به نوعی از دزدی اشاره می شود که دیده نمی شود و گاهی انجام آن مستلزم وقت زیاد است. اگر همکاری در محل کارتان، وقتی شما پشت میزتان نیستید، به طور مخفیانه پول شما را از کیفتان بردارد، باید کلمه steal را به کار ببرید.

با این حال، به این نکته توجه داشته باشید که بومیان انگلیسی زبان اگر این کلمات را به جای هم استفاده کنید، گیج نمی شوند و منظور شما را می فهمند.

Lend/Borrow

Lend: (verb) give someone temporary use of something on the condition that it’s returned later

قرض دادن، وام دادن، عاریه دادن

.You left your wallet at home? That’s okay, I can lend you some money

Borrow: (verb) receive or ask for temporary use of something on the condition that it’s returned later

قرض گرفتن، وام گرفتن، امانت گرفتن

?I have a history test tomorrow. Could I borrow your book to study

Hear/Listen

Hear: (verb) become aware of a sound

شنیدن، گوش کردن

?Did you hear the doorbell ring

Listen: (verb) pay attention or be alert to a sound

گوش دادن

.I like to listen to music while I’m driving

سرنخ: 

هر دوی این کلمات مربوط به مفهوم شنیدن و گوش دادن است. تفاوت آن ها در نیت و هدف است.

وقتی کلمه listen را استفاده می کنید، هدفی وجود دارد. برای مثال، به یک کنسرت رفتید و به موزیک گوش می دهید (listen)، در این حالت روی تک تک ملودی ها دقت می کنید و از هر کلمه شعر لذت می برید.

اما وقتی کلمه hear را در جمله ای به کار ببرید، لازم نیست به آن صدا دقت کنید. وقتی کسی از سمت دیگر خیابان اسم شما را صدا می زند، صدای او را می شنوید (hear) حتی اگر به آن گوش نکرده باشید (listen).

Ice/Snow

Ice: (noun) frozen water

یخ

.It was so cold last night that my car’s windows were covered in a layer of ice this morning

Snow: (noun) small white frozen drops of water that fall from the sky

برف

.The weatherman says that light snow is expected today

سرنخ: 

برف، نرم است؛ یعنی snow is soft.

.Ice is hard and clear. Ice can coat a surface or it can be in a cube, like ice cubes in your drink

Amount/Number

Amount: (noun) the total number or quantity, used for uncountable items

میزان، مقدار

.You must use this amount of baking powder for the cake to rise

Number: (noun) the total sum of units, used for countable items

تعداد، عدد

.The number of tickets sold this year has increased by 20 percent

سرنخ:

بسیاری از مردم وقتی می خواهند بگویند the number of می گویند the  amount ofیادتان باشد شما می توانید اعداد را بشمارید، پس number باید برای اشیای قابل شمارش استفاده شود.


See/Watch/Look

See: (verb) detect by eye or sight

دیدن

?Did you see him throw the ball at the window

Watch: (verb) observe attentively

با دقت به چیزی نگاه کردن، تماشا کردن

.We’re all set to watch the football game on TV tonight

Look: (verb) cast your eye on

نگاه کردن

.Please look at this picture before you start drawing

سرنخ:

هر سه این کلمات مربوط به مفهوم دیدن هستند، اما تفاوت آن ها در هدف انجام آن هاست.

اغلب شما چیزی را می بینید که قصد و نیت قبلی پشت آن نبوده است. می توانید سگتان را برای پیاده روی بیرون ببرید و ببینید (see) کسی چیزی را از پنجره خانه به بیرون پرتاب می کند.

وقتی تلویزیون یا بازی فوتبال نگاه می کنید (watch)، این کار را با هدف و قصد قبلی و به نیت لذت بردن انجام می دهید و می خواهید بدانید در برنامه تلویزیونی چه اتفاقی می افتد یا کدام تیم بازی فوتبال را برنده می شود.

وقتی به چیزی نگاه می کنید (look)، به آن توجه می کنید. پس باز هم هدفی پشت این کار بوده است. با این حال، نگاه کردن معمولا سریع است و روی شی ثابتی تمرکز دارد، در حالیکه تماشا کردن در طول زمان اتفاق می افتد. به همین دلیل است که ما فیلم را تماشا (watch) اما عکس را نگاه (look) می کنیم.


به پایان مقاله رسیدیم. حالا می دانید کلماتی که شبیه هم هستند، می توانند گیج کننده باشند. امیدوارم تفاوت هایی که بیان کردیم قابل درک بوده باشد و بتوانید از این به بعد راحت تر آن ها را تشخیص بدهید و برای استفاده از آن ها کلمه درست را با اعتماد به نفس بیشتری انتخاب کنید. همیشه می توانید یک نسخه از این مقاله را همراه خودتان داشته باشید و هر جا که به یکی از این کلمات شک کردید، به این مقاله رجوع کنید.

یادگیری زبان انگلیسی مبارک😊

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره دوره های آموزشی زبان انگلیسی کلیک نمایید

 آموزش زبان انگلیسی


برای مشاوره رایگان با شما تماس می‌گیریم
با ثبت  شماره تلفن خود، از مشاوره رایگان کارشناسان ایرانمهر بهره‌مند شوید.

 مشاوره رایگان

امتیازدهی :

اگر سوالی دارید همین‌جا بپرسید!

comments

برای مشاوره رایگان با شما تماس می‌گیریم

با ثبت ایمیل یا شماره تلفن خود، از مشاوره رایگان کارشناسان ایران‌مهر بهره‌مند شوید.
تعیین وقت مشاوره